بررسی فردیّت رمانتیسم در «حرف‎های همسایه»ی نیما با رویکرد سبک‏شناسی انتقادی

نویسندگان

1 گروه زبانشناسی. پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی «سمت»

doi
10.22080/rjls.2020.19283.1152
چکیده

چکیدههدف مقالۀ حاضر بررسی جلوه‏های رمانتیسم، خاصّه فردیت رمانتیک، در نامه‎ای از نیما است. نیما به تعبیر شفیعی کدکنی سرشاخۀ نوعی برداشت از رمانتیسم اروپایی محسوب می‏شود و تحت تأثیر رمانتیسم فرانسه است. از این رو، می‏توان جلوه‏هایی از آنچه رمانتیسم فردی و اجتماعی نامیده می‏شود را در نوشته‎های او یافت. برای این منظور، با استفاده از رویکرد سبک‏شناسی انتقادی جفریز می‏کوشیم جلوه‏هایی از باور فردیت رمانتیک را در نامه‎ای از نامه‎های «حرف‎های همسایه» نیما نشان دهیم. سبک‏شناسی انتقادی توسط جفریز برای متمایزساختن روش‏اش از سبک‏شناسی ادبی مطرح شد. این رویکرد می‏کوشد تا با نقش‏های پیشنهادی متنی‏ـ مفهومی خود به بررسی ایدئولوژی‏های آشکار و پنهان «متن» بپردازد. تأکید این رویکرد بر متن است و از این نظر با جریان سبک‏شناسی رایج مشابهت دارد. اما از آنجاکه برای تحلیل خاص خود ساختارها و نقش‏هایی قائل است، می‏توان تفاوت‏هایی بین این دو جریان سبک‏شناسی قائل شد. بر این اساس، مقالۀ حاضر با به کار گیری این رویکرد به سراغ متنی از نیما می‏رود تا باوری به نام فردیت رمانتیک را در لایه‏های آشکار و پنهان این متن نشان دهد. یافته‏ها حاکی از آن است که می‏توان جلوه‏هایی از این باور رمانتیسم را در این نامه یافت اما این که بتوان به پشتوانۀ این یافته‏ها نیما را به مکتبی به نام رمانتیسم، با سرچشمه‎های اروپایی، پیوند داد همچنان محل بحث است؛ چراکه مکتب‏های ادبی، هر یک، خاستگاه‏ها و آبشخورهای اجتماعی و فلسفی‏ای دارند که آن‌ها را برآمدۀ و محصول زمانه‏شان می‏سازد. حال آیا می‏توان این آبشخورها را در ایران یافت و نیما را رمانتیک دانست، هنوز استدلال‎ها و شواهد اجتماعی، تاریخی و فلسفی زیادی را می‎طلبد.