رابطه گفتمان انقلاب اسلامی و هویت ایرانی اسلامی؛ بر پایه ی الگوی نظری اراده معطوف به هویت؛ با تکیه بر میزان اثرگذاری کتب درس انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران. ایران.
2 استادیار علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانس و مطالعلا فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/cps.2020.26444.2284چکیده
هدف: محققان در پژوهش حاضر به بررسی موانع تأثیرگذاری دروس معارف بر دانشجویان ـ با درنظر گرفتن عامل حقارت اجتماعی و بحران هویت ـ پرداختند ومیزان ارتباط دروس معارف با عوامل مذکور را سنجیدند. روش: روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی، در بخش نظری به شیوۀ بررسی نظریات روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی، بصورت اسنادی وکتابخانهای و در بخش کمّی، توصیفی (از نوع پیمایشی) است؛ که بر اساس نمونهگیری احتمالی،250 نفر از دانشجویان رشتههای مختلف دانشگاه آزاد تهران مرکز ـ بصورت مساوی دختر و پسر ـ به شیوۀ هدفمند و با استفاده از پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفتند. یافتهها: موانع تأثیرگذار بر دروس معارف، شامل سه بعد: 1. ضعف در هویتسازی (عدم توجه به نیازسنجی و الگوی حقارت اجتماعی)، 2. ضعف در ارزشگذاری و اقناع مخاطب، 3. ضعف در نوآوری و جذابیت، بوده؛ که برای هرکدام پیشنهاداتی ارائه شده است. نتیجهگیری: توجه به نیازمندیهای روانشناختی و جامعهشناختی، نوآوری و خلاقیت در چارچوب اندیشهها و ارزشهای اسلامی، ارزش دادن به علوم انسانی بومی و تقویت بینش دانشجویان و محققان؛ استقبال از رویکردهای نوین در تدریس دروس معارف؛ میتواند موانع تاثیرگذاری دروس معارف بر دانشجویان را کمرنگ سازد.واژگان کلیدی:دروس معارف؛ حقارت اجتماعی؛ هویت ملی؛ روانشناسی اجتماعی