نسبت سوژه و ساختار و بازاندیشی در گفتمان‌های هویتی در ایران معاصر: از مشروطه تا جمهوری اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق،الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق،الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران

3 دانشیار علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.30465/cps.2021.36662.2805
چکیده

شکل‌گیری احساس تعلق و هویت‌یابی در چارچوب « هویت ملی»، بازتاب تحولاتی است که در دوران مدرن سربرآورد. هویت به عنوان تأثیر و تأثراتی از روابط، از طریق بیان تفاوت ها معنا می‌یابد. اگر این تفاوت ها وجود نداشت، ما نمی‌توانستیم به طور متمایز و همبسته موجودیت یابیم. هویت برای تبیین و استقرار الگوهای رفتاری خود نیازمند تفاوت است و در ادامه هر گفتمان هویتی، تفاوت‌ها را به یک «دیگری» یا «غیرِخودی» تبدیل می کند تا از قطعیات و مسلمات خود دفاع کند. در ایران نیز انقلاب مشروطه را می‌توان نقطه آغازین ظهور گفتمان‌های مدرن در حوزه اجتماعی و سیاسی دانست. بنابراین، کاربردی شدن مفهوم هویت در این دوره ظهور می‌یابد و آثار آن‌را نیز در تمامی رخدادهای سیاسی و اجتماعی که در ایران رخ داده می‌توان مشاهده کرد. پرسش اصلی مقاله این است: نسبت سوژه و ساختارهای گفتمانی در گفتمان هویتی ایران معاصر، چگونه بوده است؟ استدلال مطرح شده آن است که سوژه و هویت تحت تاثیر ساختار قدرت از مشروطه تا جمهوری اسلامی معنا می‌یابند، به‌نحوی‌که در هر دوره شاهد تضعیف و به محاق رفتن سوژه هستیم، درحالی‌که ظرف حدود دو دهه اخیر، نقش ساختار به مرور کم‌رنگ می‌شود، در این دوره سوژه‌ها به عنوان حاملان هویت دارای نقش فعال‌تر و جدی‌تری هستند. تز نوآورانه مقاله حاضر این است که در این دو دهه اخیر، برای نخستین بار در تاریخ ایران معاصر، شاهد کاهش نقش ساختارها و نقش آفرینی «سوژة شخصی» (به تعبیر تورن، در مقام تحقق بخشی به آزادی و عهده‌دار مسئولیت سوژگی) هستیم؛ به نحوی که، یک گفتمان هویتی فراگیر و مورد اجماع در میان کنش‌گران اجتماعی وجود ندارد. روش گردآوری داده‌ها در پژوهش حاضر اسنادی و ابزار گردآوری داده‌ها، فیش برداری از منابع اصیل و دارای اعتبار علمی است.