سیاست کیفری ایران و انگلستان در حمایت از اطفال بزه‌دیده معلول

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌شناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

3 استادیار، گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران. (نویسنده مسؤول)

doi
10.22034/jccj.2024.450260.1527
چکیده

اطفال بزه‌دیده ناتوان به‌شدت نیازمند حمایت کیفری هستند. آسیب‌پذیری این افراد مهم‌ترین ضرورت بررسی سیاست کیفری در حمایت از این افراد به‌خصوص به‌صورت تطبیقی است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی سیاست کیفری ایران و انگلستان در حمایت از اطفال بزه‌دیده معلول است. این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته‌ها بر این امر دلالت دارد که هم در حقوق ایران و هم در حقوق انگلیس سیاست کیفری افتراقی در حمایت از اطفال بزه‌دیده معلول مطرح نیست. قوانین حمایتی، عام و عمدتاً در حمایت از اطفال به‌صورت کلی است. قانون‌گذار ایران در چند مورد به جرم رهاکردن طفل، به‌کارگماردن کودکان برای تکدی‌گری، جرایم جنسی و جرایم علیه تمامیت جسمانی کودکان پرداخته که کودکان معلول را نیز شامل می‌شود. با نگاهی گذرا به قوانین ایران به‌نظر می‌رسد این امر مبتنی‌بر سیاستی جنایی هدفمند و از قبل برنامه‌ریزی‌شده در حمایت از کودکان معلول نمی‌باشد. می‌توان دریافت که قانون‌گذار تنها به‌طور مصداقی به حمایت از معلولین بزه‌دیده توجه داشته است. در زمینه معلولین به‌نظر می‌رسد که قانون‌گذار در وضع قوانین و مقررات شیوه‌ای متشتت را به‌کار گرفته است، به‌گونه‌ای‌که اساساً طیف جرم‌انگاری‌ها ناظر به جرایمی با ماهیت خاص که اغلب علیه معلولین ارتکاب می‌یابند نبوده و به‌طور عمده فاقد نظام‌بندی و انسجام هستند.