جریان‌شناسی شعر معاصر؛ پیوندها و گسست‌های آن با مکتب‌های ادبی غربی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی-دانشکده انسانی-دانشگاه مازندران-بابلسر-ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی- دانشکده انسانی- دانشگاه مازندران- بابلسر- ایران

doi
10.22080/rjls.2020.18774.1132
چکیده

چکیدهآغاز شکل‌گیری ادبیّات و به ویژه شعر معاصر با برخی مخالفت‌ها نسبت به این جریان نوگرا از سوی استادان سنّت‌گرای دانشگاهی همراه بود. مخالفت‌هایی که گاه به «غربی» و «بیگانه» خواندن این جریان انجامید و انتساب‌هایی همچون رمانتیستی، سمبولیستی و یا سوررئالیستی بودن آثار نوگرا را به همراه داشت؛ آثاری که به زعم سنّت‌گرایان در تقلید از مکاتب ادبی غرب پدید آمده بودند. نسل‌های بعدی استادان ادبیّات فارسی، آگاهانه یا ناآگاهانه این «دیگری‌سازی» را به مثابه اصلی بدیهی پذیرفتند و در نتیجه جریان‌های شعر و نثر معاصر، تحت عناوین مکاتب ادبی غربی نام‌گذاری و تحلیل شد. بخشی از این انتساب و کاربست به دلیل ضعف نقد ادبی فارسی در حوزه‌های مبانی، روش و مفهوم‌سازی است. ضعفی که منجر شد مکتب‌های ادبی غربی به دلیل ساختار و مفهوم‌سازی‌ها و اصطلاحات روشن، مبنایی علمی برای تحلیل و نام‌گذاری جریان‌های ادبی فارسی به نظر برسند، بدون توجّه به پیشینه‌ی این انتساب‌ها که از یک دیگری‌سازی برخاسته بود. این پژوهش نشان می‌دهد چگونه کاربست مکاتب ادبی غربی در تحلیل ادبیّات معاصر از دیگری‌سازی و به­حاشیه‌رانی جریان نوگرا آغاز شد و در دهه‌های بعد ضعف نقد ادبی فارسی تثبیت و ادامه‌ی این جریان را در پی داشت. شناختی که از این راه از ادبیّات معاصر فارسی به دست آمده، شناختی است ناکامل که شکل‌گیری ادبیّات نوگرا را بعضاً تقلیدی از ادبیّات غرب می‌داند؛ در نتیجه، تبارشناسی و ریشه‌شناسی عمیقی از این جریان به دست نمی‌دهد و تنها ویژگی‌هایی از شعر و نثر معاصر را مورد توجّه قرار می‌دهد که با برخی مکتب‌های ادبی غربی، شباهت‌هایی دارد.