بررسی رابطهی دیالکتیکی دو عنصر رمانتیستی «تخیّل» و «فردگرایی» در اشعار پرسیبیششلی و فروغ فرّخزاد
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، اصفهان
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، اصفهان
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، اصفهان
doi
10.22080/rjls.2020.17516.1071چکیده
چکیدههدف مقالهی حاضر، قرائت تطبیقی رابطهی دیالکتیکی دو عنصر «تخیّل» و «فردگرایی» در اشعار پرسی بیششلی و فروغ فرّخزاد با روش توصیفی-تحلیلی است. این دو مؤلّفه در آثار شاعران رمانتیک، بسیار مورد تأکید بودهاند و در شعر این دو شاعر نیز دارای بسامد بالایی دارند. نتایج بهدستآمده، نشان میدهد که رابطهای دیالکتیکی میان این دو مؤلّفه وجود دارد که ضرورت بررسی آن را آشکار میسازد. بررسی روابط دیالکتیکی میان پدیدهها و مفاهیم خاستگاهی فلسفی و تاریخی قدمتی به درازای تاریخ تفکّر دارد. دیالکتیک، کشف رابطه بر اساس تضادهای درونی است که از فلسفهی سقراط و افلاطون آغاز و در تفکّر هگل به اوج خود میرسد. در شعر شلی و فرّخزاد، عنصر تخیّل از درون بستری اجتماعی به حرکت در میآید؛ امّا نهایتاً به امری بدل میشود که خصلتی فردگرایانه دارد. با اینحال این بررسی نشان میدهد که برخلاف اشعار شلی که فردگرایی و تخیّل تنها یک رابطهی دیالکتیکی بدون سنتز نهایی را شکل میدهند، در شعر فرّخزاد، این رابطه به یک «سنتز» جدید منجر میشود که نتیجهی آن، تولید شاعرانهی نوعی «منِ جمعی» است.