مطالعه رابطه بین سطح برخورداری مدیران از تفکر استراتژیک با گرایش به کارآفرینی در کارکنان، با تأکید بر قابلیت عاطفی سازمان به عنوان متغیر میانجی (مورد مطالعه: وزارت صنعت، معدن و تجارت)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته کارآفرینی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران
2 استادیار گروه مدیریت رسانه، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jeds.2020.11462چکیده
کارآفرینی سازمانی یکی از سازوکارهای مطلوب برای پاسخگویی به تحولات محیطی در فضای کسب وکار است. سازمانهای کارآفرین با نهادینه سازی کارآفرینی، موجب پویایی در درون سازمان میشوند. این سازه، مرتبط با عوامل عدیدهای است که از بین این عوامل، در پژوهش حاضر، عامل سطح برخورداری مدیران از تفکر استراتژیک در بین کارکنان وزارت صنعت، معدن و تجارت با تأکید بر قابلیت عاطفی سازمان به عنوان متغیر میانجی مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان ستادی وزارت صنعت، معدن و تجارت است که تعداد آنها بر اساس آمار معاونت توسعه منابع انسانی در پائیز سال 2017، 1873 نفر بوده که از بین آنها با استفاده از فرمول کوکران، 320 نفر به روش نمونهگیری سیستماتیک به عنوان حجم نمونه انتخاب شدهاند. اعتبار وسیله اندازهگیری مورد استفاده، اعتبار محتوایی بوده و برای برآورد پایایی از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها، از نرمافزارهای SPSS و Amos استفاده شده است. یافتههای پژوهش حاضر بیانگر آن است که از یک سو، تفکر استراتژیک تاثیر مستقیم و معنیداری بر قابلیت عاطفی سازمانی کارکنان وزارت صنعت، معدن و تجارت دارد و از سوی دیگر، تفکر استراتژیک به واسطه قابلیت عاطفی سازمانی نیز، تاثیر غیر مستقیمی بر کارآفرینی دارد.