نظریّهی قصّهی عشق استرنبرگ در دو داستان رئالیستی «چشمهایش» و «شوهر آهوخانم»
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی مازندران
doi
10.22080/rjls.2020.17026.1052چکیده
چکیدهبسیاری از روانشناسان کوشیدهاند ماهیت و چگونگی عشق و سبکهای دلبستگی را توضیح دهند. یکی از این روانشناسان، رابرت استرنبرگ است که در نظریّهی قصّهی عشق به دلایل ایجاد روابط عاشقانه میپردازد و علّت پایداری یا ناپایداری این روابط را توضیح میدهد. به نظر میرسد الگوهای مشترک و رایج دلبستگی در روابط انسانی به طور ناخودآگاه در لایههای پنهانی داستانهای رئالیستی حضور دارند و توانمندی نویسنده در نمایش چنین الگوهایی به باورپذیری و جذّابیت متن میافزاید. نویسنده در این مقاله کوشیده است الگوهای مرتبط با روابط زوجها را در دو داستان رئالیستی «چشمهایش» و «شوهر آهو خانم» با قصّههای عشقی که استرنبرگ در نظریّة خود تشریح کرده است، مطابقت دهد و اهمّیّت آن را در ساختار علّی و معلولی پیرنگ داستانها، نمایان سازد. در این داستانها از قصّههای عشق استرنبرگ، پنج قصّهی «ایثار»، «باغچه»، «خانه» و «خانواده، شاگرد-معلّم» و «هنر» به کار رفتهاند که بر اساس آنها، منطق مستتر در پیرنگ داستانها، آشکار میشود. ساختار علّی و معلولی در روابط عاشقانهی این داستانها، کاملاً با نظریّة قصّهی عشق استرنبرگ مطابقت دارد و بر این اساس کنش شخصیّتهای داستان، قابل تشریح است.