نابرابری های اقتصادی-اجتماعی در تجربه درد مزمن با تأکید بر فقر: پژوهشی کیفی در منطقه موکریان کردستان
نویسندگان
1 دانشیار گروه انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران، ( عضو موسس قطب جامعه شناسی سلامت دانشگاه تبریز)
2 استادیارگروه انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری انسان شناسی ، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استاد گروه بهداشت عمومی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
10.22034/jeds.2020.11480چکیده
این مقاله ضمن تصریح بر اهمیت تعیین کننده های اجتماعی سلامت و بیماری، مناسبات بین درد مزمن و فقر را به مثابه مهمترین تعیین کننده اقتصادی و اجتماعی آن مطالعه می کند. برای تحقق این هدف، روشهای های پژوهش کیفی و به طور مشخص اتنوگرافی رِوایی، و حدود نه ماه حضور مستمر در میدان و انجام مشاهده و مصاحبه روایی با بیماران اسکلتی دارای درد مزمن بکار گرفته شده است. برای تحلیل دادهها از تحلیل روایت مبتنی بر مضمون و از مدل سیال میلز و هابرمن استفاده شده است. یافتههای این جستار نشان می دهد که نوعی درهم تنیدگی یا همافزایی در شرایط محیطی، شاخصهای جمعیتشناختی و دیگر تعیین کنندههای احتماعی در خصوص درد مزمن وجود دارد. به طور مشخص، شرایط جغرافیایی خاص منطقه موکریان به همراه نظامهای فرهنگی و اجتماعی فقر گستر با سوق دادن افراد ساکن در منطقه به انجام فعالیتها و شغلهای سخت و فرسایشی، آنان را مستعد ابتلا به بیماری-های اسکلتی دارای درد مزمن مینماید. همچنین فقر اقتصادی حاصل از مشاغل کم درآمد و ناپایدار و غیرایمن و بیکار شدن بر اثر درد و بیماری و ضعف یا فقدان حمایت اجتماعی کافی از یک سو، و عدم توسعه یافتگی، در حاشیه بودن و فقدان امکانات و تسهیلات خدمات بهداشتی و درمانی از سوی دیگر، بیماران اسکلتی دارای درد مزمن را در شرایط خطیر جسمانی و روانی و رنج روزافزون اجتماعی قرار داده است.