مرگ خالق به دست مخلوق؛ بررسی تطبیقی «هیولای فرانکشتاین» و «معصوم اوّل» بر اساس مکتب گوتیک

نویسندگان

1 دانشگاه ایلام

2 دانشگاه ایلام

doi
10.22080/rjls.2020.18159.1105
چکیده

گوتیک در ادبیات به شیوه‌ای از داستان‌نویسی در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم اروپا گفته می‌شود که ترس، فضاهای وهم‌آلود، مکان‌های مخوف، غلبه‌ی اندیشه‌ی مردسالاری، زنان مظلوم و قربانی، موجود یا هیولای گوتیکی، وقوع حوادث اصلی در تاریکی، سکوت شب و... از مؤلفه‌های اصلی آن به شمار می‌آیند. مری شلی از جمله نویسندگانی است که سعی کرده از شاخصه‌های اصلی این مکتب در خلق رمان هیولای فرانکشتاین بهره‌گیرد. جریان داستان‌نویسی فارسی نیز از تأثیرپذیری از این مکتب برکنار نماند، از جمله هوشنگ گلشیری داستان معصوم اول را بر اساس این مکتب نوشت. رمان هیولای فرانکشتاین و داستان معصوم اول داستان‌های گوتیکی هستند که از بسیاری جهات با یکدیگر قابل مقایسه و انطباق می باشند. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیلی- تطبیقی به بررسی این دو اثر بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گلشیری به تأسی از مضمون محوری مرگ خالق توسط مخلوق در هیولای فرانکشتاین، معصوم اول را نگاشته و هر دو اثر بر این مبنا شکل گرفته‌اند. با وجود این، گلشیری بنا به ذوق و نیروی تخیل خود در برخی شاخصه‌ها مانند هیولای گوتیکی دست به خلاقیت زده، عناصری از فرهنگ بومی و محلی را جایگزین چهارچوب‌های کلیشه‌ای گوتیک غربی کرده است.