خودفرمانروایی به مثابه خاستگاه نیک زیستی در اندیشه سیاسی

نویسندگان

1 استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.30465/cps.2022.38985.2903
چکیده

"نیک زیستی"، "شادکامی" و "خودفرمانروایی" هریک در رویکردهای متفاوت به عنوان غایت انسان به طور کل، و غایت هر عمل سیاسی به طور خاص معرفی و معرفت به آن‌ها غایت فلسفه‌ی سیاسی شمرده شده‌ است. اما شکل رابطه میان این سه مفهوم، همراهی یا تباین آنها با یکدیگر همچنان مورد پرسش است. درکی که از این مفاهیم وجود دارد، و سهم آن در کیفیت نیک‌زیستی همچنان مورد بحث و مناقشه است. این مقاله در پی آن است که نخست به درکی از ماهیت خودفرمانروایی (فردی) برسد و آنگاه بررسی کند که چه ارتباطی میان آن با زندگی خوب و شادکامی وجود دارد. مدعای اصلی مقاله آن است که خودفرمانروایی یکی از ارزش‌های غایی برای یک زندگی خوب است و در کنار شادکامی قرار می‌گیرد و نه ذیل شادکامی. بعلاوه استدلال خواهد شد که اگرچه شادکامی ضرورتاً و به لحاظ مفهومی نیاز به سطح قابل توجهی از خودفرمانروایی ندارد اما برای "نیک‌زیستی" لزوماً نیازمند سطحی از آن هستیم. لذا می‌توان خودفرمانروایی را از جمله غایات نهایی انسان و ذیل نیک‌زیستی قرار دارد. روش ما در این پژوهش روش استدلال فلسفی به شیوه‌ی تفکر انتقادی خواهد بود.

کلیدواژه‌ها