مقایسۀ عملکرد حافظۀ معنایی در کودکان دارای ناتوانیهای ویژۀ یادگیری یکزبانه و دوزبانه
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد روانشناسی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 کارشناس ارشد روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 کارشناس ارشد روانشناسی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
5 کارشناسی ارشد روانشناسی کودکان استثنایی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2021.304086.643541چکیده
پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ حافظۀ معنایی کودکان دارای ناتوانی ویژۀ یادگیری یکزبانه و دوزبانه انجام شد. طرح پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نوع پسرویدادی (علی-مقایسهای) بود. جامعۀ آماری پژوهش را کودکان مقطع ابتدایی سال تحصیلی 1399-1398 شهر تهران و شهرستان جوانرود تشکیل دادند که تشخیص ناتوانی یادگیری گرفتهاند. بهمنظور جمعآوری دادههای پژوهش، 60 نفر شامل 30 کودک یکزبانه (15 پسر و 15 دختر فارس) از تهران و 30 کودک دوزبانه از شهرستان جوانرود (15 پسر و 15 دختر کرد-فارس) بهصورت نمونهگیری دردسترس از مراکز ناتوانیهای ویژۀ یادگیری انتخاب شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای نسخۀ چهارم (WISC-IV) هوش وکسلر و حافظۀ معنایی (SMT) جمعآوری شد. بهمنظور تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی میانگین، انحراف استاندارد، آزمون t مستقل و آزمون فریدمن با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 21 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهد کودکان با ناتوانیهای ویژۀ یادگیری یکزبانه از عملکرد حافظۀ معنایی بهتری در مقایسه با کودکان دوزبانه برخوردار بودند (41/5=t، 05/0>P). همچنین بین بسامد حروف در زبان فارسی و عملکرد افراد در آزمون سیالی حروف رابطۀ معناداری وجود دارد (50/86=c2، 01/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت برخلاف کودکان یکزبانه و دوزبانه بدون ناتوانیهای ویژۀ یادگیری، کودکان با ناتوانیهای ویژۀ یادگیری یکزبانه در مقایسه با کودکان دوزبانه عملکرد بهتری در حافظۀ معنایی دارند.