مطالعۀ تجارب زیستۀ معلمان زن دارای رضایت شغلی در زمینۀ حل موفقیت آمیز تعارض کار-خانواده

نویسندگان

1 استادیار گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد مشاوره شغلی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 استادیار گروه مشاوره، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22059/japr.2022.326518.643905
چکیده

هدف این پژوهش مطالعۀ تجارب زیستۀ معلمان زن دارای رضایت شغلی در حل موفقیت‌آمیز تعارض کار-خانواده بود. در این پژوهش از رویکرد کیفی با هدف بنیادی استفاده شد. جامعۀ مورد مطالعه، معلمان زن شاغل دارای رضایت شغلی مدارس دولتی و غیردولتی تهران، مهاباد و پیرانشهر در سال 1400-1399 بودند که 10 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی از میان آن‌ها انتخاب شدند. نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه‌ یافت. برای غربالکردن معلمان زن دارای رضایت شغلی، از پرسشنامۀ رضایت شغلی (JSQ) استفاده شد. ابزار مطالعۀ حل موفقیتآمیز تعارض کار-خانواده مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. داده‌های مصاحبه‌ها به‌کمک روش هفتمرحله‌ای کلایزی بهصورت دستی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مشخص‌کرد عوامل زیر در پیش‌روی زنان شاغل دارای رضایت شغلی به‌سوی حل موفقیت‌آمیز تعارض کار-خانواده تأثیرگذار هستند: هویت شغلی مستحکم و پویا، مهارت‌های انطباقی و سازگاری، مرزبندی روشن، مهارت‌های مذاکره، بسترسازی و مهارت‌های جلب رضایت همسر، بهره‌مندی از حمایت و مسئولیت‌پذیری همسر، جست‌وجو و پذیرش حمایت خانواده و خارج از خانواده و آرامش محیط کار. نتیجه‌ اینکه ادراک از هویت مستحکم و پویا و همچنین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دو تجربۀ مهم زنان دارای رضایت شغلی در حل موفقیت‌آمیز تعارض کار-خانواده است. براساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت در آموزش‌های ضمن خدمت برای افزایش رضایت شغلی زنان شاغل می‌توان دوره‌هایی با هدف توانمندسازی و ارتقای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی آنان برگزار کرد.