رابطۀ میان سبکهای فرزندپروری و نشانههای اضطراب اجتماعی: نقش واسطهای حساسیت بین فردی و نقش تعدیلکنندۀ فرونشانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/japr.2022.337870.644176چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ سبکهای فرزندپروری و نشانههای اضطراب اجتماعی با نقش واسطهای حساسیت بینفردی و نقش تعدیلکنندگی فرونشانی در میان دانشجویان دانشگاه تهران بود. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از لحاظ گردآوری دادهها، همبستگی و مطالعهای مقطعی بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تهران بود که در سال تحصیلی 1400 مشغول تحصیل بودند. نمونۀ مورد بررسی نیز 226 دانشجو (137 زن و 89 مرد) بودند که با نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامههای مقیاس اضطراب اجتماعی لیبوویتز (LSAS)، مقیاس سبکهای فرزندپروری بوری (PAQ)، مقیاس حساسیت بینفردی بایس و پارکر (IPSM) و مقیاس تنظیم هیجان گراس (ERQ) استفاده شد. تحلیل آماری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل آماری تحلیل اثر میانجی- تعدیلکننده صورت گرفت. تمامی مراحل آماری نیز بهکمک نرمافزارهای SPSS نسخۀ 21 و R.4.1.1 انجام شد. نتایج نشان میدهد بین سبکهای فرزندپروری و نشانههای اضطراب اجتماعی رابطۀ مستقیم و معناداری وجود دارد (21/0=r، 01/0>P). همچنین حساسیت بینفردی سبب میشود سبکهای فرزندپروری بر نشانههای اضطراب اجتماعی تأثیرگذار باشد (05/0 < P)؛ بنابراین حساسیت بینفردی نقش واسطهای ایفا میکند، اما نقش فرونشانی بهعنوان تعدیلکننده در رابطۀ بین سبکهای فرزندپروری و نشانههای اضطراب اجتماعی در مدل حاضر تأیید نشده است (05/0 >P، 022/0- =β). با توجه به نتایج بهدستآمده پیشنهاد میشود کارگاههای آموزشی مناسب برای آموزش سبکهای فرزندپروری به والدین برگزار شود تا از بروز مشکلات اضطرابی مانند اضطراب اجتماعی پیشگیری شود.