تأثیر کمونیسم بر بخشی از جنبش‌های ادبی جهان

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان

2 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22080/rjls.2019.16046.1018
چکیده

چکیدهادبیّات کمونیستی به عنوان شاخه­ای از ادبیّات متعهّد از اواخر قرن نوزدهم سرتاسر اروپا و بخش‌های زیادی از شرق و روسیه را تحت تأثیر قرار داد. ایدئولوژی کمونیسم اگرچه زاد‌ه‌ی نظریّات مارکسیستی مارکس و انگلس است، ویژگی «سوسیال دموکراسی» در حزب کارگر روسیه، دلیل اصلی جهانی شدن کمونیسم و درنوردیدن مرزهای شوروی است. در تلفیق ادبیّات با ایدئولوژی، دو رویکرد پیش آمده است: جریان­هایی که کمونیسم را اگرچه کوتاه‌مدّت و سطحی، پذیرفته­‌اند؛ و دیگری، جریان‌هایی که علیه کمونیسم و تعهّدات آن موضع گرفته­اند. در این راستا، رئالیسم سوسیالیستی را به ویژه در حوزه‌ی روسیه، می­توان جدّی­ترین جنبش ادبی- اجتماعی بعد از رنسانس خواند. پس از آن، حتّی سوررئالیسم نیز با ‌آندره برتون درگیر افکار کمونیستی ­شد و از بیانیّه‌ی اوّلیّه‌ی خود، فرسنگ­ها فاصله گرفت. اگزیستانسیالیسم نیز به مثابه‌ی ادبیّات فلسفی و به بهانه‌ی مسؤول بودن انسان در جهان هستی، نوع دیگری از کمونیسم را وارد ادبیّات کرد. از سوی دیگر، جریان اکسپرسیونیسم در آلمان غربی به تندی بر سیاست­های کمونیستی و تبدیل انسان کارگر به ماشین خدمت‌کار می­تازد و تعهّدستیزی و مسؤولیت­گریزی و پوچی را برابر کمونیسم قرار می­دهد. بدین ترتیب زیر سایه‌ی کمونیسم، جریان­های ادبی متنوّع و متضادی خلق شد که تعریف هنری از «شاهکار ادبی» را به شدّت متزلزل کرد. نوشته‌ی حاضر با استفاده از منابع کتابخانه­ای و مکتوب و روش توصیفی-تحلیلی در صدد یافتن پاسخی برای این پرسش است: با توجّه به ارتباط عمیق و دو سویه‌ی جریان­های اجتماعی با ادبیّات، آیا کمونیسم توانست ادبیّات را زیر سلطه‌ی خود درآورد؟