تحلیل آرمانگرایی ملّی، سیاسی و انقلابی در اشعار سیاوش‌کسرایی با تأکید بر مؤلّفه‌های مکتب رمانتی‌سیسم اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی

2 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی - دانشکده زبانهای خارجی و ادبیات فارسی - دانشگاه پیام نور - مشهد- ایران

3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

doi
10.22080/rjls.2019.15902.1004
چکیده

چکیدهدر اوایل قرن بیستم، ادب فارسی ایران به رمانتی‌سیسم روی ‌آورد. این امر، حاصل ارتباط ایران با فرهنگ اروپا ازجمله رمانتیک‌های فرانسوی و مساعد ‌بودن فضای فکری و اجتماعی ایران نشأت یافته است. می‌توان آن را در مجموعه‌ی اشعار نیما و پیروان او و برخی از شاعران سنّت‌گرا مشاهد‌‌ه ‌کرد. سیاوش کسرایی از شاعران توانای معاصر است. وی در غالب اشعارش از اصول حاکم بر مکتب رمانتی‌سیسم پیروی می‌کند. در این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیل محتوایی انجام گرفته است، اصول و رویکردهای محتوایی رمانتی‌سیسم اجتماعی و هم‌چنین مهم‌ترین جریان شعری جامعه‌گرای انقلابی در شعر کسرایی مورد نقد و تحلیل قرار گرفت. مکتب رمانتی‌سیسم در پی تحوّلات ساختار سیاسی – اجتماعی کشورهای غربی در سده‌ی هجدهم و افول کلاسیسم، تحت تأثیر اندیشه‌های روشنفکران عصر جدید اروپایی شکل گرفت و سپس در دیگر نقاط جهان و البتّه متناسب با فضای فرهنگی خاص هر منطقه‌ی جدید، تغییراتی جدید به خود دید. شعر رمانتیک، یکی از جریان‌های مهم دهه‌ی‌ سی و چهل در ادب فارسی است و رمانتی‌سیسم عصر رضاخانی، نوعی رمانتی‌سیسم اجتماعی است. عمده‌ترین نمودهای رمانتی‌سیسم اجتماعی در شعر سیاوش کسرایی عبارتند از: دل‌بستگی آرمانی به انقلاب و آزادی، میهن‌دوستی، جستجوی قهرمان رمانتیک و ستایش آن، تمثیل کودک و مادر، عشق، امید و ناامیدی، مرگ‌اندیشی، اسطوره‌سازی و طبیعت‌گرایی. نتایج پژوهش نشان می‌دهد از بین مؤلّفه‌های رمانتی‌سیسم اجتماعی در شعر سیاوش کسرایی، مسأله اسطوره‌سازی، طبیعت‌گرایی، عشق، مرگ و مرگ‌اندیشی جلوه‌های بیشتری دارند.