تحلیل و واکاوی شخصیّت رئالیستی در نمایشنامه‌ی «باغ آلبالو»ی آنتوان چخوف، بر مبنای رئالیسم انتقادی

نویسندگان

1 داتشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

doi
10.22080/rjls.2020.16548.1024
چکیده

چکیدهرئالیسم انتقادی به عنوان یکی از شاخه­های مکتب ادبی رئالیسم که پدیده­ای مختصّ ادبیّات عصر طلایی روسیه است، به انتقاد از اوضاع حاکم بر جامعه پرداخته است و با نگرشی اصلاح­جویانه در پی تغییر وضع موجود است. چخوف در نمایشنامه­ی «باغ آلبالو»­ با دست­مایه قرار دادن موضوع زوال اشرافیّت و روی کار آمدن بورژوا در روسیه­ی عصر نیکولای دوم و با بیان داستانی از زندگی یک خانواده­ی اشرافی با بیانی انتقادی در پی بازنمایی و تحلیل واقعیّت­های اجتماعی موجود در آن برهه­ از تاریخ روسیه است. این پژوهش بر آن است تا با تحلیل و واکاوی شخصیّت­های رئالیستی با تأکید بر رئالیسم انتقادی در این اثر به موضوعات مورد انتقاد نویسنده در جامعه­ی روسیه پی ببرد. چخوف در این نمایشنامه، انتقاد تند و تیز خود را متوجّه فضای سرد و تیره­ی حاکم بر جامعه کرده و بر اشرافیت خواب­زده، روشن­فکران منفعل و بی­عمل، شخصیّت­های ایستا و مقاوم در برابر تغییر و تحوّل و پیشرفت، بحران هویّت، عدم عزّتِ نَفْس و خودباختگی فرهنگی تاخته است و آن‌ها را با رویکردی انتقادی و اصلاح­جویانه، منطبق بر واقعیّت ومعیارهای رئالیستی به ویژه رئالیسم انتقادی مورد بحث قرار داده‌است.