بررسی مؤلفههای پُستمدرنیستی در رمان سنگ صبور چوبک
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
3 استادیار دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2019.15650.1002چکیده
استفاده از رویکرد پُستمدرنیستی در آفرینش یا تحلیل داستان و رمان، عمر چندانی در ادبیّات داستانی معاصر ندارد و در این راستا،آثار نویسندگانی چون رضا براهنی، شهرنوش پارسی پور، ابوتراب خسروی و .... بسیاری از مختصات پُستمدرنیستی را با خود دارند. با در نظر گرفتن تاریخ جریان سازی پُستمدرنیسم در عرصهی ادبیّات داستانی، پرواضح است که آثار داستانی پیشگامّانی چون صادق چوبک از این دایره بیرون باشند. امّا نگارندگان این مقاله بر آنند رمان سنگ صبور چوبک از معدود آثار داستانی محسوب میشود که ظرفیت یا گنجایش آن را دارد که براساس نظریه یا نظریههای مختلف ادبی، از جمله با رویکرد پُستمدرنیستی مورد نقد و تحلیل قرار گیرد؛ چنانکه رمان سنگ صبور صادق چوبک از بسیاری از ویژگیهای پُستمدرنیستی مثل محتوای وجودشناسانه، فراداستان، چند صدایی، بینامتنیت، پارودی، پارانویا، از هم گسیختگی و اختلال زمانی و مکانی و ... برخورداراست. در این جهت، ابتدا به طرح و شرح ویژگیهای پُستمدرنیستی در ادبیّات داستانی خواهیم پرداخت و سپس با استناد به شواهد و قرائن درون متنی به تحلیل مؤلفههای پُستمدرنیستی در رمان سنگ صبور اقدام خواهیم کرد.