بازتاب رئالیسم وهمی در رمان «از رگ هر تاک دشت سایهها» و مقایسهی رئالیسم وهمی با ادبیّات وهمناک
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی همدان
2 ادبیات، دانشگاه گیلان، گروه آموزشی ادبیات فارسی
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان _رشت
doi
10.22080/rjls.2019.16082.1008چکیده
رئالیسم وهمی مرز میان رئالیسم و فانتاستیک است. از این منظر هم ویژگیهای رئالیسم و هم ویژگیهای فانتاستیک را دربردارد؛ بنابراین در تعریف رئالیسم وهمی و مشخصکردن حدّ و حدود و ویژگیهای آن به هماناندازه که نیاز به آشنایی با رئالیسم و مشخصههای آن هست، ویژگیها و تعاریف مربوط به فانتاستیک و انواع آن نیز میتواند به شناخت دقیقتر این روش ادبی (رئالیسم وهمی) کمککند. در این پژوهش به منظور ایجاد درک بیشتر و ملموستر از معنا و مفهوم رئالیسم وهمی به کنکاش در معانی فانتاستیک و انواعی از آن که تشابهات بسیاری با رئالیسم وهمی دارد و سپس آشکار کردن عناصر مشترک میان آنها پرداخته میشود. در این میان انواع فانتاستیک، ادبیّات وهمناک از دیدگاه تودوروف، داستانهای شگرف از دیدگاه فروید، فانتاستیک از دیدگاه جکسون خصوصیات مشترک بیشتری با رئالیسم وهمی دارند. رئالیسم وهمی فضا، طرح و گفتوگویی را ایجاد میکند که در آن غبار شکّ و تردید روانشناختی و ایدئولوژیک وجود داشته باشد و این شیوه را در آثار داستایوفسکی نشان دادهاند. وجود فضای شکّ و تردید و دودلی و ترس در اینگونه آثار از نتایج این تحقیق است. این مقاله به بررسی هر یک از این ژانرهای ادبی، ارتباط آن با رئالیسم وهمی و تحلیل رمان از رگ هر تاک دشت سایهها اثر خسرو حمزوی از منظر رئالیسم وهمی به شیوهی توصیفی– تحلیلی و کتابخانهای اختصاص یافته است.