نقش بهائیان ایران در تحکیم و گسترش سرمایهداری وابسته در دوره پهلوی دوم 1357-1332 (مطالعه موردی شرکت امنا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ،واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر،ایران
2 استادیار گروه تاریخ، واحد شبستر، دانشگاه ازاد اسلامی،شبستر،ایران. (نویسنده مسؤل)
3 استادیار پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
4 استادیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع)
doi
10.30465/cps.2020.25333.2217چکیده
برخلاف اشکال اولیه استعمار، در شکل جدید وابستگی، دو نیروی داخلی در کنار یک نیروی خارجی مثلثی را می آفرینند که در فرایند گسترش و تعمیق وابستگی سهیماند. یعنی علاوه بر شرکت های چند ملیتی که از پشتوانه دولت های سرمایه داری بهره میبرند(نیروی خارجی)، دولت پیرامونی و سرمایه داری محلی(نیروهای داخلی) نیز در خدمت تحقق وابستگی یک کشور به مراکز سرمایه داری هستند. در این راستا، پژوهش حاضر با تاکید بر دوره پهلوی دوم، به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا بهائیان در فرآیند تحکیم و تثبت سرمایهداری وابسته در ایران اثرگذار بودهاند؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر قصد دارد به روابط یکی از مهمترین این نیروها (یعنی فرقه بهائیت در قالب شرکت امنا به عنوان بخش مهمی از سرمایه داری محلی این دوره) و دولت پهلوی دوم و شرکت-های چندملیتی بپردازد. نویسندگان این مقاله برآنند که تعامل میان این سه بازیگر باعث تعمیق هر چه بیشتر وابستگی به نظام بین الملل و قدرتهای مرکز نظام سرمایه داری شد. تبیین روابط این مثلث در ایران عصر پهلوی دوم هدف پیش روی این مقاله است. در این راستا، این پژوهش، چارچوب نظری «توسعه وابسته» کاردوزو و فالتو را برمیگزیند.