تأثیرپذیری مکتب ادبی سوررئالیسم از دستاوردهای مکتب روانتحلیلگری زیگموند فروید با تأکید بر «ضمیر ناخوداگاه»
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش و اشتغال زنان دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2018.2390چکیده
یکی از بهترین نمونههای تعامل میان دستآوردهای متفاوت در دانشهای بشری و تأثیر بر دیگر عرصههای معرفت، نظریهی روانکاوی فروید و تأثیر آن بر روانشناسی جدید و همچنین هنرمندان سوررئالیست است. در آثار منتشر شده در ایران در خصوص مکتب ادبی سوررئالیسم، مبحث ضمیر ناخودآگاه بیشتر از منظر هنرمندان و ادبا بحث و بررسی شده است. در این پژوهش سعی بر آن است، بیشتر تمرکز و تأمّل بر علم روانکاوی و روانتحلیلگری باشد. در این پژوهش همچنین سعی محقق بر آن است تا بر نقش، و تأثیرگذاری یافتههای فروید و سایر پیروانش بر حوزهی ادبیّات و هنر تأکید گردد. این پژوهش، به روش کیفی و تحلیل محتوا از نوع میانرشتهای است که وجههی همت آن تمرکز و تأکید شالودهای بر وجه روانکاوی و روانشناختی است. لذا تلاش شده است، با تأکید بر منابع روانکاوی و روانشناسی بر روی موضوع امیال واپسرانده و اعماق ضمیر پنهان و تفکر ناخودآگاه و نقش آن در مکتب ادبی و هنری سوررئالیسم بررسی و تحلیل انجام پذیرد. مهمترین دستاورد این جستار، تأثیرپذیری گستردهی سوررئالیستها از مفاهیمی چون: تداعی آزاد معانی، تعبیر رؤیا، ناخودآگاه، خواب مصنوعی و نگارش، لغزشهای لپی، واپسرانی و خلق آثار هنری و ادبی از مجرای بیبخودانگی عاطفی و ذوقی است.