آینده پژوهی بازاریابی صادرات در ایران با رویکرد سناریونگاری
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم ، قم، ایران.
2 استاد،گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران.(نویسنده مسئول)
doi
10.22034/ijts.2025.2076567.4209چکیده
در فضای پویای تجارت جهانی، بازاریابی صادرات بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی رقابتپذیری و رشد پایدار اقتصادی کشورها شناخته میشود. با وجود ظرفیتهای تولیدی گسترده و موقعیت ژئوراهبردی ایران، سهم کشور از میزان صادرات جهانی همچنان پایین است؛ وضعیتی که تا حد زیادی ناشی از ضعف ساختاری در توانمندیهای بازاریابی بینالملل، محدودیتهای سیاستی و عدم انطباق با روندهای نوظهور دیجیتال است. این پژوهش با هدف شناسایی پیشرانهای کلیدی و تدوین سناریوهای آینده بازاریابی صادرات ایران انجام شدهاست.روششناسی پژوهش از نوع آمیخته (کمی–کیفی) است. در ابتدا با استفاده از مرور نظاممند ادبیات تعداد 28 عامل موثر بر موضوع شناسایی شدند. در بخش کمی، از روش دلفیفازی به منظور غربال پیشرانها و از روش کوکوسو برای رتبهبندی پیشرانهای غربالشده استفاده شد. در بخش کیفی نیز از طریق مصاحبه با گروههای کانونی، سناریوهای باورپذیر آینده طراحی گردید. جامعه خبرگان تعداد ده نفر شامل اعضای اتاق بازرگانی و اساتید دانشگاههای متخصص در تجارت بینالملل و بازاریابی بود. یافتههای پژوهش نشان داد که از میان ۲۸ پیشران اولیه، ۹ عامل دارای بیشترین اهمیت بر موضوع پژوهش هستند که سه عامل تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای بانکی، ضعف دیپلماسی اقتصادی و کمبود زیرساختهای دیجیتال و لجستیکی بیشترین اثرگذاری را بر موضوع دارند. عواملی که نهتنها بر ساختار کنونی تعاملات تجاری اثرگذارند، بلکه مسیرهای تحول آینده را نیز تعیین میکنند. تحلیل سناریوها بیانگر آن است که حرکت به سوی «تعاملگرایی هوشمند» تنها در صورتی محقق خواهد شد که سیاستگذاران از رویکرد واکنشی فاصله گرفته و با اتخاذ سیاستهای پیشنگرانه، زمینه اصلاح نهادی، تقویت دیپلماسی اقتصادی فعال، توسعه زیرساختهای فناورانه و ارتقای شایستگیهای بازاریابی بینالمللی را فراهم آورند. این نتایج تأکید میکند که گذار از الگوی سنتی صادرات به الگوی نوین و رقابتپذیر جهانی مستلزم نوعی همافزایی راهبردی میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای مالی و بازیگران دیجیتال است. تنها در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت توان بازاریابی صادراتی کشور در برابر تکانههای ژئوپلیتیکی و تغییرات سریع فناوری تابآوری یافته و در مسیر توسعه پایدار و حضور مؤثر در زنجیره ارزش جهانی قرار گیرد. پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب آیندهمحور، نهتنها تصویری روشن از مسیرهای محتمل پیشرو ترسیم میکند، بلکه بستر لازم را برای طراحی سیاستهای مبتنی بر شواهد و تصمیمگیریهای راهبردی فراهم میسازد.