مقایسة اثربخشی مداخلة شناختی مبتنی بر بهوشیاری با مداخلة فراشناختی بر کاهش نشانه‌های اضطراب و نشخوار فکری در زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسی،دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، موسسه آموزش عالی فروردین، قائمشهر، ایران

2 کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی، دانشکده علوم پزشکی، واحد ساری دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

doi
10.22059/japr.2022.322615.643829
چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسة اثربخشی مداخلة شناختی مبتنی بر بهوشیاری و مداخلة فراشناختی بر اضطراب و نشخوار فکری بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش این مطالعه براساس هدف، کاربردی و بر مبنای طرح تحقیق نیمه‌آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با یک گروه کنترل بود. بدین‌منظور از میان همة زنان مبتلا به ام اس عضو انجمن ام اس استان مازندران ساکن شهرستان ساری (تعداد کل= 80 نفر) در سال 1399، تعداد 45 نفر به شیوة نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه مداخلة 1 (درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن)، مداخلة 2 (درمان فراشناخت) و کنترل (بدون مداخله) جای‌دهی اعضای گروه‌های مداخله به مدت 8 جلسة یک‌ساعته، تحت آموزش قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان یک بار پیش از شروع مداخله و یک بار پس از اتمام مداخله، به مقیاس خودگزارشی اضطراب (SAS) و مقیاس پاسخ نشخوار فکری (RRS) پاسخ دادند. سپس داده‌ها به‌کمک نرم‌افزار SPSS نسخة 26 تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون LSD نشان می‌دهد تفاوت بین دو گروه درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فراشناخت در متغیر اضطراب و نشخوار فکری معنا‌دار است (05/0<p). درمان شناختی مبتنی بر بهوشیاری نیز تأثیر بیشتری از درمان فراشناخت در کاهش اضطراب و نشخوار فکری داشته است. با توجه به اهمیت سلامت روان بیماران مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروز در مهار هرچه بهتر این بیماری و تبعات آن، به‌نظر می‌رسد استفاده از درمان‌های فوق مفید و ثمربخش باشد؛ بنابراین به درمانگران توصیه می‌شود برای ارتقای سلامت روان این بیماران از این دو مداخله، به‌ویژه مداخلة مبتنی بر بهوشیاری بهره بگیرند.