از سرمایه تا سرمایه سیاسی؛ نقدی بر تکوین نظریه سرمایه سیاسی
نویسندگان
1 فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد، رشته و گرایش علوم سیاسی، دانشگاه مازندران
2 دانشیار، رشته علوم سیاسی (گرایش اندیشه سیاسی)، عضوهیئت علمی دانشگاه مازندران
3 استاد، رشته علوم سیاسی (گرایش مسائل ایران)، عضوهیئت علمی دانشگاه مازندران
doi
10.30465/cps.2021.33161.2600چکیده
تأملی در مختصات مفهومی نظریه سرمایه سیاسی در مقایسه با سایر اشکال سرمایه، تداخل و همپوشانیهای مفهومی به نسبت بالایی را آشکار میسازد. این امر سبب ایجاد تردید در ماهیت نظری و یافتههای برآمده از مطالعات این حوزه، میشود. بر همین مبنا، پژوهش حاضر با نگرشی انتقادی، به روش توصیفی - تبیینی و بر پایه رویکرد تاریخ نظریهها، در پی پاسخ به این پرسش است: سیر تکوین و تعیّن نظری مستقل مفهوم سرمایه سیاسی و مختصات مفهومی آن، به چه صورت است؟ یافتهها حاکی است که انسجام نظریه سرمایه سیاسی، عمدتاً درنتیجهی وقوع سلسله تحولات اجتماعی - سیاسی ( له یا علیه نظام سرمایهداری) و تحولات نظری (ظرفیتهای تحلیلی سرشار مفهوم سرمایه در علوم اجتماعی - سیاسی سوداندیش و عملگرایانه آمریکا و انتقادی فرانسه) بهخصوص در ربع آخر قرن بیستم و بهویژه متأثر از مطالعات اصحاب سرمایه و در رأس آنان نوآوریهای نظری بوردیو و بهعلاوه تضارب آراء محققان متأخر حوزههای علمی مختلف در عرصهی سرمایه سیاسی (متأثر از سه خاستگاه نظری مبتنی بر سرمایههای اجتماعی، نمادین و کل)، پیریزی شده است. اساساً هیچگاه این سرمایه بهصورت خالص وجود ندارد و لذا نمیتوان تعریفی یکّه برای آن در نظر گرفت. با این حال، هسته اصلی معرّف این سرمایه به صورت استعارهای از انباشت قدرت با هدف غایی مشروعیت سیاسی، قابل تبیین است.