مشارکت علم در تغییرات اجتماعی و سیاسی: علوم اجتماعی فرونتیک
نویسندگان
1 عضو هیات علمی مرکز تحقیقات پیشرفته سیاست و علوم انسانی
2 عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cps.2021.32238.2548چکیده
علوم انسانی و اجتماعی معاصر با تلاش برای تقلید از روشهای معرفتی علوم طبیعی پوزیتیویستی، همواره در معرض نقد نسبت به نظرگرایی صرف و ناکارآمدی در عمل در تغییرات اجتماعی بوده است. در نتیجه، در سالهای اخیر طرح ایده کاربردیسازی علوم انسانی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، این رویکرد نیز در دام تقلید از علوم طبیعی باقی میماند و صرفا بهجای تقلید در موضع معرفتی/شناختی، در موضع حل مسئله و عدم توجه به ظرافتهای زندگی انسانی و ژرفکاوی مقولاتی مانند روابط قدرت و تاثیر آن بر شکل زندگی اجتماعی عدماصالت علمی را حفظ میکند. در مقابل، در رویکرد فرونتیک به علوم اجتماعی، پژوهش بهمثابه امری مشارکتی در موضوع مورد بررسی، پژوهشگر را از این دو خطر برکنار میدارد و کمک میکند که ضمن پرهیز از نظریهپردازیِ صرف، مبانی معرفتی را نیز در پای کاربرد قربانی نکنیم. در واقع، در اینجا شواهد علمی و حاصل پژوهشهای مختلف علمی بهعنوان منبعی برای تصمیمگیری سیاسی در فرایند تصمیمگیری عمومی قرار میگیرد و پژوهشگر با درک موقعیتمندی و اهمیت تجربه زیسته انسانی، دیگر تنها ناظر و گزارشگر موضوع نیست، بلکه با پیگیری آن تا رسیدن به نتیجهای که تغییر در شرایط نامطلوب را ایجاد کند، همچنان به فعالیت مشغول است و از دانشمندان علوم اجتماعی خواسته میشود که به بازیگران اجتماعی صاحب فضیلت تبدیل شوند و به جای اینکه مقالات و کتب بدون خاصیت واقعی یا عملی بنویسند، با پژوهش خود در حوزه سیاستی/خطمشی مورد علاقه خود سیاستورزی کنند. پژوهش حاضر با تبیین مولفههای علوم اجتماعی فرونتیک، آنرا بهعنوان رویکردی بدیل برای پژوهش در علوم اجتماعی که به تغییر واقعی در جامعه رهنمون میشود معرفی مینماید.