بازجستی در نقد تکثر کیفر سلب حیات با تمسک به آیات محکمات
نویسندگان
1 استاد تمام، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22034/jccj.2025.493969.1690چکیده
مقاله پیش رو که حاصل چند سال توجه و تمرکز در موارد جواز سلب حیات بهعنوان مجازات میباشد، با بیان توصیفی ـ تحلیلی بهدنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که شدیدترین مجازات از باب سلب حیات نه از باب قود و قصاص در جنبه خصوصی، بلکه اعدام تعزیری و حدی در جنبه عمومی با چه مناقشات جدی با استناد به آیات عدیده قرآن مواجه است؟! آیا تناسب جرم و مجازات بهعنوان دکترین کیفری رعایت میشود؟! ما معتقدیم چون به نصّ صریح قرآن کشتن نامناسب و غیرعادلانه یک نفس (ولو مجرم) در حکم کشتن همه انسانها و حتی انسانیت است، قهراً جواز مجازات قتل نفس باید با صراحت در قرآن ذکر شده باشد که بهنظر نویسنده چنین نیز هست. فرضیه ما در این پژوهش این است که با اهمیت فوقالعادهای که خداوند برای جان انسانها بهعنوان مخلوق فاخر و سرآمد قائل است، بدیهی است که در موارد ضرورت باید جواز یا لزوم سلب حیات بهعنوان مجازات، در قرآن بهصراحت ذکر شده باشد که بهنظر ما ذکر شده است، لُبّ کلام و حاصل تحقیق این شد که از باب حصر و استثنا فقط قتل در برابر قتل در دو مقوله قصاص و افسادفیالارض منتهی به قتل با جنبه عمومی جرم مناسبت دارد، البته جواز قتل مهاجم که قصد کشتن مظلومی را دارد، در باب دفاع مشروع یک حق طبیعی است، پیش از آنکه حق تقنینی باشد که حتی در قانون طبیعی فیزیک بهعنوان قانون سوم نیوتن هم صادق است، چراکه در طبیعت هم، هر عملی، عکسالعملی دارد مطابق و درجهت مخالف، معروف به قاعده کنش و واکنش که در جواز آن هیچ کس شک ندارد.