کرونا، اقتدارگرایی دیجیتال و بن بست های لیبرالیسم در فلسفه سیاسی غرب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
3 کارشناسارشد علوم سیاسی پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cps.2021.35618.2757چکیده
هوش مصنوعی در قرن بیست ویک، عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی اغلب مردم جهان را تحتتأثیر قرار داده است. در غرب نیز افزایش نظارت بر شهروندان به بهانه اجرای قانون ازجمله مهمترین عرصههای دخالت دولت الکترونیک بهشمار میرود که ادعای اکثر فلاسفه غرب جدید در رابطه با تضمین آزادی فرد بر اساس پیشرفتهای علوم تجربی و ارزشهای لیبرال دموکراسی را زیر سوال برده است. با شیوع پاندمی کرونا، استفاده دولتهای غربی ازهوش مصنوعی برای کنترل همهگیری و نظارت بر اجرای قوانین مربوط، شکلی از اقتدارگرایی دیجیتال را نمایان ساخت. از جمله مسائل مطرح در این زمینه استفاده دولتهای غربی از فناوری هوش مصنوعی برای کنترل رفتار فرد به بهانه پیشگیری و کنترل ویروس کرونا است. بر این اساس مقاله حاضر سعی دارد با بهکارگیری روش توصیفی و کتابخانهای، به این سوال مهم پاسخ دهد که چگونه از طریق عرصه-های دولت الکترونیک، دال مرکزی فلسفه سیاسی غرب یعنی آزادی فردی محدود، و به اقتدارگرایی دیجیتال منجر شده است؟ یافتهها نشان میدهد دولتهای غربی با بهرهگیری از فنآوریهای دیجیتال و تشویق شهروندان به خودسانسوری، کنترل پیشدستانه، نقض اعتبار اجتماعی، دخالت در حوزه خصوصی و مشروعیتبخشی به زندگی ماشینی، فرایند گذار از لیبرال دموکراسی به اقتدارگرایی دیجیتال را تسریع بخشیده-اند.