بازاریابی سرزمینی؛ شناسایی و ارزیابی جذابیتها و موانع بازاریابی کالا و خدمات کشور افغانستان*
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه کابل، افغانستان
4 مربی، گروه مدیریت، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
doi
10.22034/ijts.2024.2040227.4044چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی جذابیتها و موانع بازاریابی کالا و خدمات کشور افغانستان انجام گرفت. این پژوهش از نوع آمیخته با رویکرد کیفی- کمی در پارادایم استقرایی است که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش داده پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکتهای بازرگانی در زمینههای مختلف تجاری بود که 19 تن از ایشان بر اساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونهگیری قضاوتی- گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کیفی برای گردآوری داده از مصاحبه نیمهساختار یافته استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روش لینکولن و گوبا (1985) مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. دادههای حاصل از بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در نتیجه آن 90 مفهوم شناسایی شده در قالب 16 مقوله فرعی و دو مقوله اصلی جذابیتها و موانع جای گرفتند. در بخش کمی به منظور غربالگری و تأیید مفاهیم و مقولههای مستخرج از فاز کیفی از روش دلفی فازی استفاده شد که روایی و پایایی دادهها به کمک محاسبه ضریب (CVR) و آزمون مجدد مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش گویای این مطلب است که از بین جذابیتهای بازاریابی کشور افغانستان سه مقوله اشتراکات مرزی دو کشور ایران و افغانستان، نیازهای بازسازی - زیرساختی و موقعیت ژئواستراتژیک کشور افغانستان به ترتیب اولویت اول تا سوم جذابیتهای بازاریابی کشور افغانستان را به خود اختصاص دادهاند. همچنین بیثباتی سیاسی در افغانستان، عدم وجود شرکتهای بازاریابی موفق در بازار افغانستان و عوامل منطقهای و فرامنطقهای بهعنوان مهمترین موانع استفاده از ظرفیتهای بازاریابی کشور افغانستان تعیین شدند.