مقایسۀ تأثیر الگوی والدگری مبتنی بر نظریۀ کارکردهای اجرایی و برنامۀ بارکلی بر خودکنترلی کودکان مبتلا به نقصتوجه/بیشفعالی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحداصفهان ( خوراسگان)، اصفهان، ایران.
2 دانشیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استاد گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان( خوراسگان)، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/japr.2022.317002.643732چکیده
هدف از پژوهش حاضر، مقایسۀ اثربخشی الگوی والدگری مبتنی بر نظریۀ کارکردهای اجرایی و برنامۀ بارکلی بر خودکنترلی کودکان مبتلا به نقصتوجه/بیشفعالی است. این مطالعه کاربردی و از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است. جامعۀ پژوهش شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقصتوجه/بیشفعالی در شهر اصفهان در بهار و تابستان 1398 است که 45 نفر از آنان، برمبنای ملاکهای ورود و خروج بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) و در هر گروه 15 نفر گمارده شدند. از مقیاس ارزیابی خودکنترلی (SCRS) در مراحل مختلف پژوهش برای سنجش متغیر وابسته استفاده شد. گروه آزمایش اول تحت دوازده جلسۀ الگوی والدگری مبتنی بر نظریۀ کارکردهای اجرایی و گروه آزمایش دوم تحت هشت جلسه برنامۀ بارکلی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت نکردند. دادههای جمعآوریشده به روش تحلیل واریانس اندازههای تکرارشده و با استفاده از نرمافزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل شدند. الگوی والدگری مبتنی بر نظریههای کارکردهای اجرایی و برنامۀ بارکلی بر خودکنترلی کودکان مبتلا به نقصتوجه/بیشفعالی اثرات مشابه و مثبتی دارند (05/0>p)؛ بنابراین الگوی والدگری مبتنی بر نظریههای کارکردهای اجرایی و برنامۀ بارکلی بهمنظور بهبود خودکنترلی کودکان مبتلا به نقصتوجه/بیشفعالی در کنار سایر درمانهای اثربخش، کاربردی هستند.