بررسی انتقادی دیدگاه کارل پوپر درباره غایتاندیشی اجتماعی با توجه به بحران همهگیری بیماری کرونا
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده اندیشه سیاسی، تمدن و انقلاب اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی، پژوهشگاه علومانسانی و مطالعاتفرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.30465/cps.2021.35614.2755چکیده
کارل پوپر، غایتاندیشی اجتماعی را برای رسیدن به یک «جامعهباز» که جامعه مطلوبِ مد نظر وی است، نفی میکند. او این غایتاندیشی اجتماعی را در قامت دو مفهوم «مهندسیاجتماعی کلگرایانه» و «تاریخانگاری» مطرح کردهاست. با پیش آمدن وضع جدیدی که با بروز همهگیری بیماری کرونا نمود پیدا کرده، عینیتهای اجتماعی با شمولیت گستردهای، پرسشهای جدیدی را پیش آوردهاند که فلسفه علوماجتماعی پوپر را با چالشهای بسیار جدی مواجه میکند. پرسش اصلی این پژوهش، براین اساس شکل گرفتهاست که، همهگیری بیماری کرونا چگونه میتواند نفی غایتاندیشی را در فلسفهاجتماعی کارل پوپر مورد نقد قرار دهد؟ با بررسی انتقادی انجام شده بر اساس روش «ابطالگرایی» هر دو عنصر «مهندسیاجتماعی کلگرایانه» و «تاریخانگاری» که بنابر رای و نظر پوپر، وجودشان موجب ایجاد «جامعهبسته» میشود، حیاتی تازه یافتهاند و بهواسطه این حیات، غایتاندیشی اجتماعی در همه جهانِ مبتلا به بیماری همهگیر کرونا در قامت پرسشهایی بنیادین، بهطور جدی و گستردهای طرح شدهاست و این امکان وجود دارد که در افق معنایی، پاسخ یا پاسخهایی «توحیدی» و «دینی» به آنها داده شود.