تحلیل گفتمانی خلافت در منازعات زبانی سقیفه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکترا اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cps.2021.31136.2593چکیده
چکیده در تاریخ اسلام سقیقه دال مرکزی منازعات زبانی است که پیرامون دستگاه خلافت و نظامسازی برای تاسیس حکومت اسلامی شکل گرفت. منازعات زبانی سقیفه در دو حوزه اقناع و استیلا از صدر اسلام گفتمانهای متعددی در مورد کیستی خلیفه و کارایی او برساختند که سه الگوی انتصاب الهی، شورا و غلبه را به عنوان تنها بدیلهای ممکن انتخاب خلیفه میدانند و به قدرت رسیدن او را به یک تجربه تاریخی سیاستورزی اسلامی تبدیل نمودهاند. استدلال حامیان سه گفتمان چه نسبتی با جامعه و واقعیتهای سیاسی صدر اسلام داشت؟ یافتهها که به روش توصیفی، استفاده از منابع کتابخانهای و بکارگیری نظریه تبارشناسی فوکو بدست آمده، نشان میدهد به غیر از انتصاب الهی امام علی (ع) که از زبان اقناع و پذیرش عمومی در روز غدیر خم استفاده شد ، دو الگوی شورای اهل حل و عقد و استیلا حاصل منازعات زبانی سقیفه است. حامیان این دو روش از قدرت شمشیر و استدلال زبانی برای اقناع و کنترل مخالفان همزمان استفاده نموده و خلافت را از امر الهی و دینی به موضوعی عرفی تبدیل کردند. به عبارتی میتوان گفت با وفات پیامبر (ص) و حضور انصار و مهاجرین در سقیفه بنیساعده، ساختارهای اقتدارگرا که بر ذهن و زبان اعراب تازه مسلمان جاری بود توانست استدلالهای انتخابی دینی اسلام را به کمک زبانِ اقناع و استیلا به حاشیه فرستاده و خلافت را به امری عرفی منهای مذهب تبدیل نماید