رابطۀ الگوهای ارتباطی و جو عاطفی خانواده مبدأ با نگرش به ازدواج: نقش واسطهای تمایزیافتگی
نویسندگان
1 استادیار گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/japr.2021.322585.643821چکیده
هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ رابطۀ الگوهای ارتباطی و جو عاطفی خانواده مبدأ با نگرش به ازدواج با توجه به نقش میانجیگر تمایزیافتگی است. این مطالعه بنیادی است و بهروش کمی همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعۀ آماری شامل دانشجویان مجرد شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 هستند. برای این منظور، 325 دانشجو (۲۳۰ دختر و ۹۰ پسر) از دانشجویان شهر تهران به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، مقیاسهای نگرش به ازدواج (MAS)، الگوی ارتباطی خانواده (RFCP)، جو عاطفی (Hill-Bern) و تمایزیافتگی (DSI-SF) بود. دادهها با استفاده از معادلات ساختاری و بهکمک نرمافزار SPSS 24 و AMOS تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد از میان الگوهای ارتباطی خانواده مبدأ، الگوی گفتوشنود و الگوی همنوایی ارتباط معناداری با تمایزیافتگی دارند. همچنین بین جو عاطفی خانوادۀ مبدأ و تمایزیافتگی و نیز بین تمایزیافتگی و نگرش خوشبینانه، واقعگرایانه و ایدئال به ازدواج رابطۀ معناداری وجود دارد (05/0 ≥ p). بهعلاوه، تمایزیافتگی در ارتباط بین الگوی گفتوشنود و جو عاطفی خانوادۀ مبدأ با نگرش خوشبینانه به ازدواج، نقش میانجی دارد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت، با بهبود الگوهای ارتباطی و جو عاطفی خانواده مبدأ و درنتیجه با افزایش تمایزیافتگی افراد میتوان به کسب نگرش خوشبینانه، واقعگرایانه و ایدئالگرایانه به ازدواج کمک کرد.