تدوین راهبرد سیاستهای سازگار با افزایش تابآوری ناشی از تغییر اقلیم (مطالعه موردی: کشاورزی حوضه زایندهرود)

نویسندگان

1 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، البرز، ایران

2 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، البرز، ایران

3 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، البرز، ایران

4 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، البرز، ایران

doi
10.22067/jead.2025.93615.1355
چکیده

تغییرات اقلیمی با تأثیرگذاری تدریجی و پیچیده، خسارات فزاینده‌ای را به بخش کشاورزی مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران از جمله حوضه زاینده‌رود تحمیل کرده است. این پژوهش با هدف تدوین راهبرد سیاست‌های سازگاری به‌منظور افزایش تاب‌آوری کشاورزی در مواجهه با تغییر اقلیم این حوضه، بر اساس سند چارچوب کاهش ریسک بلایا (SFDRR)، و معیارهای تاب‌آوری مجمع جهانی اقتصاد (2013) انجام شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر ترکیب مطالعات اسنادی، پیمایش میدانی و روش دلفی سیاستی برای اخذ اجماع خبرگان و جمع‌آوری داده‌ها انجام گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و از میان اساتید دانشگاهی، کارشناسان جهاد کشاورزی و تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات کشاورزی که شناخت مناسبی از مباحث تغییر اقلیم، سیاست‌های سازگاری و تاب‌آوری داشتند، صورت پذیرفت. ابزار گردآوری داده‌ها شامل چهار پرسشنامه ساختاریافته (برای شناسایی نقاط قوت و ضعف، وزن‌دهی معیارهای تاب‌آوری، اولویت‌بندی سیاست‌ها و انتخاب راهبردها) و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بود. در گام نخست، برای تعیین موقعیت راهبردی کشاورزی حوضه زاینده‌رود، از ماتریس‌های ارزیابی عوامل داخلی (IFE)، عوامل خارجی (EFE) و ماتریس موقعیت داخلی-خارجی (IE) استفاده شد. سپس به‌منظور اولویت‌بندی سیاست‌های سازگار با افزایش تاب‌آوری ناشی از تغییر اقلیم، از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی(AHP)  و روش تصمیم‌گیری چندمعیاره  PROMETHEE بهره گرفته شد. راهبردهای مناسب نیز با استفاده از تحلیل SWOT توسعه و استخراج گردید و در نهایت، با به‌کارگیری ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمّی (QSPM)، جذابیت نسبی و قابلیت اجرای هر راهبرد ارزیابی و سیاست‌های نهایی قابل‌اجرا انتخاب شد. یافته‌ها نشان داد که کشاورزی حوضه زاینده‌رود با امتیاز نهایی عوامل داخلی 2.04 و عوامل خارجی 2.12 در وضعیت تدافعی (بقا) قرار دارد و تاب‌آوری آن به‌دلیل انتقال و کمبود آب، خردشدگی و فرونشست اراضی و ضعف زیرساخت‌های نوین، پایین است. جذاب‌ترین سیاست‌های سازگاری شناسایی‌شده در راهبرد تدافعی، شامل توزیع عادلانه آب (TAS=1.46)، برنامه‌ریزی توسعه‌محور منابع آب (TAS=1.38)، بهینه‌سازی مصرف و کاهش تلفات آب (TAS=1.35)، کنترل سطح آب‌های زیرزمینی (TAS=1.23)، اصلاح قوانین مرتبط با خردشدگی اراضی  (TAS=1.18)و مشارکت کشاورزان در مدیریت منابع آب  (TAS=1.16)می‌باشد. راهکارهای پیشنهادی این پژوهش عبارت‌اند از: تقویت حکمرانی یکپارچه و حوضه‌محور منابع آب، اجرای مدل مدیریت راهبردی مشارکتی، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین و نرم، بازنگری تدریجی در قوانین و مقررات آب و گسترش تحقیقات و تدوین راهبرد ملی. نتایج این پژوهش، راهکارهای عملی و مبتنی بر مشارکت ذی‌نفعان را برای سیاست‌گذاران جهت ارتقای پایداری و تاب‌آوری کشاورزی در مناطق آسیب‌پذیر را پیشنهاد می‌نماید.