نقش واسطهای فرایندهای خودشناسی در رابطۀ بین شفقت خود، ارزش خود و خودشیفتگی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه روانپزشکی. دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شیراز، ایران
3 دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
4 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22059/japr.2021.284580.643310چکیده
این پژوهش بهمنظور بررسی پیوستار خودشیفتگی و نقش واسطهای فرایندهای خودشناسی در ارتباط میان شفقت خود، ارزش خود و خودشیفتگی در دو گروه بالینی و غیربالینی صورت گرفته است. پژوهش حاضر بنیادی و برحسب شیوۀ گردآوری اطلاعات توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش کارمندان ارادههای دولتی و خصوصی شیراز و مراجعان به کلینیکهای روانشناسی/ روانپزشکی در سال 1398-1397 است. 140 نفر از کارمندان ادارهها بهعنوان نمونۀ غیربالینی و 128 نفر از مراجعان به کلینیکهای روانشناسی/ روانپزشکی بهعنوان نمونۀ بالینی به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند که درمجموع 268 نفر (135 مرد و 133 زن) بهعنوان نمونه در این پژوهش شرکت کردند. پرسشنامههای خودمهارگری، خودشناسی انسجامی و بهوشیاری برای بررسی فرایندهای خودشناسی، پرسشنامههای ناپایداری هدف و مقیاس برتری، بهمنظور بررسی خودشیفتگی و پرسشنامههای شفقت خود و ارزش خود در اختیار داوطلبان قرار داده شد. روش آماری استفادهشده برای بررسی نقش واسطهای فرایندهای خودشناسی تحلیل مسیر بود. همچنین برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخۀ 24 استفاده شد. نتایج نشان میدهد فرایندهای خودشناسی بین خودشیفتگی از یک سو و شفقت خود و ارزش خود از سوی دیگر در هر دو گروه بالینی و غیربالینی نقش واسطهای ایفا میکنند (05/0P<). یافتههای این پژوهش بر اهمیت شفقت خود بهعنوان قطبی سالمتر در تحول پیوستار خودشیفتگی تأکید میکند و فرایندهای خودشناسی را واسطهای در این تحول میداند..