بررسی وظایف دولتها در مواجه با نقض حقوق بشردوستانه در پرتو مسؤولیت حمایت
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق، دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران؛ استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق، واحد بینالمللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران.
3 دانشیار، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، هرمزگان، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22034/jccj.2024.452695.1542چکیده
مسؤولیت حمایت از دکترینهای نوظهور است که محل بحث و اختلاف نظر است، زیرا مفهوم عدم مداخله و مداخله بشردوستانه را دچار تغییر کرده است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که وظایف دولتها در مواجه با نقض حقوق بشردوستانه در پرتو مسؤولیت حمایت چیست؟ روش این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است و بهصورت کتابخانهای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که براساس دکترین مذکور هر دولت در مقابل جامعه جهانی درخصوص رفتار با اتباع خود و دیگران مسؤولیت دارد. ظهور دکترین مذکور ماحصل تلاش برای حل چالش میان حاکمیت و حفظ حقوق بشردوستانه است. از این منظر کشورها در قبال شهروندان خود و دیگر کشورها نسبت به نسلزدایی، جرایم جنگی، پاکسازی قومی و جرایم علیه بشریت مسؤولیت حمایت دارند. مسؤولیت حمایت در واکنش به شکست دولتها برای حمایت از شهروندانشان در برابر جنایت علیه بشریت، جنگی جنایت نسلکشی، پاکسازی قومی که جمعاً جنایت بیرحمانی جمعی تعریف میشوند و نیز شکست جامعه بینالملل برای جلوگیری از اینگونه قساوتها توسعه یافت. پیشگیری، واکنش و بازسازی مهمترین وظایف دولتها در حمایت از شهروندان اتباع خود و دیگران است. در این خصوص اقدام جمعی باید به طرزی قاطع و بهموقع از طریق شورای امنیت مطابق با منشور و فصل هفتم آن بهصورت مورد به مورد و با همکاری سازمانهای منطقهای در زمان مقتضی انجام گیرد.