ارائه مدل مناسب برای تبلیغات در بازاریابی دیجیتال در صنعت داروسازی در پساکرونا
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
2 استادیار رشته مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران.
3 دانشیار رشته مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران، ایران
4 استادیار رشته آمار، گروه ریاضی و آمار، دانشکده مدیریت و حسابداری واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.22034/ijts.2023.2003870.3856چکیده
طی دوره فراگیری کووید 19، کسب و کارهای دارویی، تغییرات اساسی در فروش و سازماندهی معمول خود تجربه نمودند. این تغییرات کسب و کارهای فعال در صنعت داروسازی را مجبور به بازنگری در شیوههای رایج اطلاع رسانی و تبلیغات نموده و ضرورت به کارگیری تبلیغات دیجیتال در بازاریابی محصولات را پررنگتر کرد. تغییر پارادایم پیش آمده، بسیاری از مدلهای رایج در تبلیغات دیجیتال را ناکارآمد نموده و از طرفی دیگر ضرورت توسعه مدلی مبتنی بر مقتضیات داخلی و مناسب دوران پس از کرونا پیش آورد که محور فعالیتهای پژوهشی در این مقاله قرار گرفته است. پژوهش با راهبرد نظریه داده بنیاد و بر اساس مرور ادبیات پژوهش همراه با تحلیل آراء خبرگان صنعت دارو و همین طور خبرگان تبلیغات دیجیتالی انجام یافته است. دادهها با استفاده از پروتکل مصاحبه گردآوری شده و روایی و پایایی برای آن در سطح مطلوبی بود. در پژوهش حاضر مشخص گردیده است که تحقق تبلیغات دیجیتال در دوران پس از کرونا نیازمند وجود پیش شرطهایی است که تبلیغات دیجیتال را پیریزی میکنند. تبلیغات دیجیتال خود شامل سازههای فرعی است که عبارتند از: تولید محتوا، شخصیسازی پیام، ارائه پیام، رسانههای دیجیتال، ابزارهای تبلیغات فیزیکی، صحهگذاری گروههای مرجع، پرداختها، نوع پیام، مدیریت رسانه، رویدادسازی، راهبرد بخشبندی مخاطبان، مدیریت دانش بازاریابی دیجیتال، تحلیل رقابتی و مدیریت مخاطب هدف. این رویدادها تحت تأثیر عوامل زمینهای و مداخله گر و با اتخاذ راهبردهای کنش، به بروز پیامدهای مورد انتظار منتج میگردند.