مطالعه جامعهشناختی مدارای سیاسی در جامعه ایرانی: مورد مطالعه شهر تهران
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
3 استادیار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30465/cps.2020.29599.2443چکیده
موضوع این مقاله مطالعه جامعهشناختی مدارای سیاسی در ایران است. دستگاه نظری پژوهش بر تئوریهای پاول وُگت در تحلیل مدارای سیاسی و نقش آموزش در آن و آنتونی گیدنز در تحلیل نقش جهانیشدن و رسانههای جدید در تغییرات سیاسی و فرهنگی، استوار است. نوع تحقیق کمی و بر مبنای پیمایش اجتماعی است. حجم نمونه 811 نفر و شیوه نمونهگیری، نمونهگیری طبقهبندی شده تناسبی(برحسب جنس) و در مراحل نهایی نمونهگیری تصادفی ساده و سیستماتیک است. شواهده تجربی پژوهش دلالت بر بالابودن میزان گرایش به مدارای سیاسی در جامعه نمونه دارد. به استناد یافتههای تجربی پژوهش میتوان داوری کرد که گزارههای مشاهدهای، صدق راهحلهای بیان شده در پژوهش مبنی بر رابطه میزان مصرف رسانههای نوین با میزان مدارای سیاسی را تأیید میکند. چنانکه تابع رگرسیون استاندارد دلالت براین دارد که که سهم شاخص مصرف رسانههای نوین در تبیین شاخص مدارای سیاسی 38 واحد بیشتر از شاخص تجربه آموزشهای نوین است. همچنین نسبتی از واریانس متغیر مدارای سیاسی که از ترکیب خطی دو متغیر تجربه آموزشی نوین و مصرف رسانههای نوین تبیین میگردد به اندازه 37 درصد است.