سنجش‌شناختی تشخیصی: مرور انتقادی مطالعات ایرانی

نویسندگان

1 دکتری سنجش و اندازه گیری، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 استادیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22059/japr.2021.307096.643593
چکیده

در چند دهة اخیر، به‌منظور سنجش عملکرد دانش‌آموزان، سنجش‌شناختی تشخیصی در میان پژوهشگران آموزشی محبوبیت فراوانی پیدا کرده، اما کاربرد آن با انتقادهایی مواجه شده است. با توجه به گرایش پژوهشگران ایرانی به این نوع سنجش، مطالعة حاضر با هدف مرور نقادانه پژوهش‌های ایرانی در این حوزه، به‌منظور تحلیل مباحث مربوط به بخش روش آن‌ها انجام شده است. برای این منظور، جست‌وجویی جامع در بانک‌های اطلاعاتی شامل ایرانداک، پایگاه داده‌های علمی جهاد دانشگاهی، گوگل اسکالر، اسکوپوس، نور، مگ‌ایران و موتور جست‌وجوی علم‌نت و با استفاده کلمات کلیدی «سنجش‌شناختی تشخیصی»، «مدل شناختی تشخیصی»، «مدل طبقه‌بندی تشخیصی» و «تحلیل تشخیصی» صورت گرفت و 23 پژوهش شناسایی شدند. با توجه به ملاک‌های ورود و خروج مطالعات، 20 پژوهش در بازة زمانی 1399-1393 انتخاب شدند. در گام بعدی، این پژوهش‌ها را پژوهشگران مطالعه به‌طور مستقل و با استفاده از نشانگرهای دستورالعمل توصیه‌شده از سوی سسومز و هنسون (2018) ارزیابی کردند. نشانگرها شامل تمرکز موضوعی پژوهش‌ها، تعداد صلاحیت‌ها، سازة مورد اندازه‌گیری، ساختار سؤال‌های آزمون‌ها، ماتریس کیو، نوع مدل آماری، برازش مدل، برازش سؤال، نوع سؤال، حجم نمونه، شواهد پایایی و روایی، توصیف صلاحیت‌ها (طبقه‌های پنهان، هم‌بستگی بین صلاحیت‌ها، نیم‌رخ صلاحیت) و کاربست یافته‌ها بود. یافته‌ها حاکی از واردبودن برخی انتقادها مانند برقرارنبودن مفروضات از قبیل هم‌پوشانی بالای صلاحیت‌های شناختی، نبود شواهد پایایی و روایی کافی، ارائه‌نکردن نیم‌رخ صلاحیت‌ها و بازخورد به ذی‌نفعان در بیشتر مطالعات بود. درمجموع رهنمودهایی برای بهبود کیفیت کاربرد این مدل‌ها ارائه شده است.