بررسی شناختی تأثیر مصنوعات فرهنگی بر درک استعاری مفهوم زمان در زبان فارسی

نویسندگان

1 دکتری زبان شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران

2 استاد زبان شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران

3 استادیار زبان شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران

4 دانشیار روان شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران

doi
10.22059/jolr.2019.275105.666470
چکیده

در فرهنگ­های مختلف، افراد برای ساختن بازنمایی­های زبانی زمان از فضا استفاده می­کنند. به طور­کلی، دو رویکرد مختلف نسبت به عبارت­های زمانی اشاره­ای مشهود است: یکی استعاره زمان­متحرک و دیگری استعاره ناظر­متحرک. در استعاره زمان­متحرک، زمان به گونه­ای در حال حرکت به جلو مفهوم­سازی می­شود. در­حالی­که در استعاره ناظر­متحرک، ناظر در حال حرکت به جلو مفهوم­سازی می­گردد. هدف این پژوهش بررسی شناختی تأثیر مصنوعات فرهنگیبر درک استعاری مفهوم زمان در زبان فارسی است. دراین­راستا، به پیروی از دافی و فیست (2014) سه آزمون بر اساس پرسش مبهم جلسه چهارشنبه مک­گلون و هاردینگ (1998) تهیه شد. آزمایش اول به­طور مستقیم ارتباط پاسخ­ها به پرسش جلسه چهارشنبه در دو شرایط تقویمی و فرازبانی را بررسی می­کند. آزمون دوم، روابط خاص فرهنگی بین فضا و زمان و نقش جهت رسم­الخط فارسی را در استدلال زمانی بررسی می­کند. در آزمون سوم، با تکیه بر بازنمایی­های مدور زمان، نقش ساعت آنالوگ در رفع ابهام از پرسش جلسه ظهر بررسی می­شو­د. این امر با مقایسه پاسخ­های مشارکان با ساعت دارای جهت ساعت­گرد و پادساعت­گرد انجام گرفت. بدین­منظور، تعداد 40 گویشور فارسی­زبان از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان برای انجام آزمون­ها انتخاب گردیدند. از آزمون هم­خوانی خی­دو برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد دیدگاه افراد در مورد حرکت رویـدادها در زمان نه تنـها ناشی از تجربه­هایشان از حرکت در فضا می­باشد، بلکه ریشه در الگوهای تعاملی آن­ها با مصنوعات فرهنگی نیز دارد. علاوه ­بر این، نتایج نشان می­دهد که در درک عبار­ت­های استعاری مبهم زمانی، افراد به طور خودکار به بازنمایی­های فضایی درمورد زمان دسترسی دارند و از آن­ها استفاده می­کنند. مشارکانی که با نگاشت فضا-زمان معکوس مواجه شدند، در پاسخ­هایشان اختلال مشاهده شد که این امر از طریق استدلال زمانی آنها منعکس شده است. در نتیجه، شکل دقیق­تری از بازنمایی­های زمانی نسبت به گفتار نمادین صرف ارائه می­دهند. از این ­رو، مصنوعات فرهنگی نقش مهمی در فرایند شناختی جسمی­شدگی ایفا می­کنند که نه ­تنها به شناخت جسمی­شدگی کمک می­کند، بلکه بر آن تاثیر نیز می­گذارد.