تأملی فقهی بر مهدورالدم موضوع ماده 302 قانون مجازات اسلامی 1392
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و حقوق جزا، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 استادیار، گروه حقوق، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.
doi
10.22034/jccj.2024.450741.1531چکیده
مهدورالدم یکی از موضوعات مهمی فقهی حقوقی است که همواره محل بحث و نقد و نظر بوده است. نعیین مصداق مهدوالدم از موضوعات چالشبرانگیز است که نیازمند بحث و بررسی است. قانونگذار در ماده 320 قانون مجازات اسلامی 1392 به مهدوالدم پرداخته است. هدف مقاله حاضر بررسی مهدورالدم موضوع ماده 302 قانون مجازات اسلامی 1392 از منظر فقهی است. این مقاله نظری بوده و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و بهصورت کتابخانهای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد از منظر فقهی مجازات مهدورالدم تنها وظیفه امام و نائب امام و در زمان فعلی که ولی فقیه این اختیار را به محاکم دادگستری تفویض کرده و در حیطه شرح وظائف آنها میباشد. هیچکس مجاز و مختار به اجرای حدود و مجازاتها و ارتکاب به قتل نفس افراد با تصور و اعتقاد به مهدورالدمبودن آنها نبوده و درصورت ارتکاب مستوجب مجازات مقرر قانونی همچون قصاص و تعزیر میباشد. از طرفی از مهمترین چالشهای تبرئه قاتل مهدورالدم و عدم قصاص وی این است که اثبات مهدورالدمبودن مقتول دشوار است. با اثبات ارتداد مقتول بهدلیل اینکه قتل مرتد از وظایف حکومت است، دچار تعزیر میشود، اما چنانچه نتواند ارتداد مقتول را اثبات کند و یا اشتباه خود در این خصوص اثبات نماید، قصاص میشود، البته باتوجه به بند «ث» ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی زانی و زانیه، مهدورالدم خاص هستند و صرفاً در برابر شوهر زانیه مستحق جنایت اعم از عضو و نفس است، نه در برابر عام.