تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دانش‌آموزان ابتدایی با رویکرد مبتنی بر زمینۀ فرهنگی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

4 استاد گروه علوم تربیتی ، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22059/japr.2021.297152.643523
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دانش‌آموزان پسر دورۀ ابتدایی شهر مریوان است. این مطالعه به‌لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوۀ گردآوری اطلاعات، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعۀ آماری شامل همۀ دانش‌آموزان پسر دبستانی شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1397-1396 است. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس از یک مدرسۀ ابتدایی پسرانه، 50 دانش‌آموز پسر انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. آزمودنی‌ها قبل و بعد از آموزش، به پرسشنامۀ انعطاف‌پذیری روان‌شناختی (AAQ-II) پاسخ دادند. 17 جلسۀ 45 دقیقه‌ای (هر هفته یک جلسه) فلسفه برای کودکان (p4c) با استفاده از داستان‌های بومی ارائه شد. بستۀ آموزشی شامل داستان‌های انتخاب‌شده از میان داستان‌های نویسندگان ایرانی مانند مولوی، سعدی و... بودند. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS 21 و به روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد برنامۀ آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستان‌های بومی در انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دانش‌آموزان ابتدایی مؤثر است. درمجموع، مطابق نتایج این بررسی می‌توان ادعا نمود برنامۀ آموزش فلسفه برای کودکان با تقویت بحث و گفت‌وگو و به‌چالش‌کشیدن تفکرات دانش‌آموزان ابتدایی موجب ارتقای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی آنان می‌شود.