تعیین الگوی بهینه کشت با تأکید بر تعامل ریسک و سودآوری: اراضی کشاورزی دشت دهگلان
نویسندگان
1 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
3 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
4 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22067/jead.2024.90686.1312چکیده
ریسک یکی از عوامل مهم در فعالیتهای کشاورزی است و نادیده گرفتن آن میتواند به تخصیص ناکارآمد منابع در این بخش منجر شود. نظریهها و مدلهای مختلف برنامهریزی ریاضی برای کمک به تصمیمگیری در مدیریت الگوی کشت در شرایط ریسکی توسعه یافتهاند. هدف این مطالعه تعیین الگوی بهینه کشت در دشت دهگلان با استفاده از دادههای دوره زمانی 1393 تا 1402 بود. در این راستا، از مدل برنامهریزی خطی برای حداکثرسازی درآمد ناخالص کشاورزان استفاده شد و نتایج آن با مدل برنامهریزی درجه دوم و مدل حداقلسازی انحراف مطلق کل (MOTAD) که هر دو به کاهش ریسک توجه دارند، مقایسه گردید. یافتهها نشان داد که عامل ریسک میتواند بهطور معناداری الگوی کشت را تغییر دهد؛ در بالاترین سطح ریسک، الگوی کشتِ مبتنی بر حداکثرسازی سود با استفاده ار برنامهریزی خطی ساده تنها شامل خیار، یونجه و کلزا بود که بیانگر ترجیح محصولات با درآمد ناخالص بالاتر، علیرغم نیاز بیشتر به منابع آبی، است. در شرایط در نظر گرفتن ریسک در مدلهای برنامهریزی ریسکی، سطح زیر کشت گندم و جو نسبت به حالت بدون در نظر گرفتن ریسک افزایش یافت که نشاندهنده گرایش به سوی محصولات با نیاز آبی کمتر باوجود کاهش درآمد ناخالص است. این نتایج بر ضرورت برقراری توازن میان حداکثرسازی درآمد و مدیریت ریسک بهمنظور دستیابی به الگوی کشت پایدارتر تأکید دارد.