تحلیل الگوی مصرف مواد غذایی در مناطق روستایی ایران: شناسایی استانهای با مصرف استاندارد و همگن
نویسندگان
1 مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، تهران، ایران
doi
10.22067/jead.2025.92120.1333چکیده
بررسی الگوی مصرف غذا در مناطق روستایی ایران برای درک وضعیت امنیت غذایی و رفاه اجتماعی در کشور ضروری است. شناسایی استانهای دارای الگوی مصرف استاندارد و همگن، نه تنها به برنامهریزی برای تأمین نیازهای غذایی کمک میکند، بلکه میتواند به تدوین سیاستهای مناسب و مؤثر در راستای حل مسائل مرتبط با تغذیه و بهداشت عمومی نیز منجر شود. با این رویکرد در این مطالعه، ابتدا الگوی فعلی مصرف غذا در مناطق روستایی ایران در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت و با الگوی استاندارد مقایسه شد. سپس، استانهایی که الگوی غذایی آنها شباهت بیشتری به الگوی استاندارد دارد، با استفاده از روش TOPSIS شناسایی و رتبهبندی شدند. پس از آن، با بهرهگیری از روش خوشهبندی k-means، استانهای با الگوی مصرف مشابه استخراج و نقشهی الگوی مصرف غذا برای مناطق روستایی ایران ترسیم گردید. در نهایت، رابطه بین الگوی مصرف و شاخصهای زیرساختی، اقتصادی و اجتماعی استانها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی غذایی کنونی خانوارها در مناطق روستایی ایران عمدتاً شامل غلات است و این گروه بیش از 60 درصد انرژی روزانه را تأمین میکند. در حالیکه در سطح جهانی، سهم غلات در تأمین کالری روزانه معادل 50 درصد است و این نسبت در کشورهای با درآمد بالا، متوسط و پایین، بهترتیب 30، 55 و 70 درصد میباشد. علاوه بر این، در شرایط کنونی، مصرف غذا در ایران مطابق با الگوی استاندارد نیست و ساکنان مناطق روستایی کشور 4/28 درصد کمتر از مواد غذایی سبد استاندارد استفاده میکنند و همچنین 16 درصد کمتر از انرژی مورد نیاز را دریافت مینمایند. افراد بیشتر از نیاز خود نان مصرف میکنند، اما در خصوص لبنیات، میوهها و گوشت قرمز، مصرف کنونی بهترتیب 4/64، 1/52 و 50 درصد پایینتر از مقدار استاندارد است. الگوی غذایی در مناطق روستایی شش استان چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، همدان، زنجان و مازندران به استاندارد تعیینشده توسط وزارت بهداشت نزدیکتر است. در مقابل، الگوی غذایی در نواحی روستایی شش استان هرمزگان، سمنان، کرمان، خراسان شمالی، ایلام و سیستان و بلوچستان بیشترین فاصله را با سبد غذایی استاندارد دارد. از سوی دیگر، الگوی مصرف مواد غذایی در مناطق روستایی استانها متنوع و ناهمگون است و میتوان پنج نوع الگوی رفتاری را شناسایی کرد؛ بر اساس نتایج، الگوی مصرف در مناطق روستایی ایران با موقعیت جغرافیایی ارتباط چندانی ندارد و استانهایی که شاخصهای زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی مناسبتری دارند، از الگوی مصرف غذایی استانداردتری برخوردار هستند. با توجه به تجربیات کشورهای مختلف، بهبود تغذیه در مناطق روستایی فرآیندی چند بعدی است و تحت تأثیر مجموعهای از متغیرها شامل عوامل اقتصادی (مانند درآمد، قیمت مواد غذایی، نرخ بیکاری و ...)، عوامل منطقهای (از جمله دسترسی به غذا، توسعه زیرساختهای حمل و نقل، شرایط آب و هوایی و ...)، عوامل اجتماعی و فرهنگی (شامل فرهنگ و باورهای اجتماعی، سطح آموزش و آگاهی، شبکههای اجتماعی و ...) و نهایتاً عوامل فردی (مانند سلامت فردی، عادات و رفتارهای غذایی، دانش شخصی و ...) قرار دارد و برای دستیابی به یک الگوی تغذیهای سالم و متوازن، باید به تعامل و همافزایی میان این عوامل توجه جدی نمود.