مقایسة اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر شفقت و تئوری انتخاب بر احساس شرم و سطوح خودانتقادی دانشآموزان دختر

نویسندگان

1 5. استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

2 دانشجوی دکتری روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

3 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

4 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

5 دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22059/japr.2021.306866.643588
چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسة اثربخشی آموزش شفقت و تئوری انتخاب بر احساس شرم و سطوح خودانتقادی دانش‌آموزان دختر است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوة گردآوری اطلاعات، شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعة آماری همة دانش‌آموزان دختر 18-15 سالة شهر کرج بودند. در این پژوهش که در سال تحصیلی 98-97 انجام شد، 45 دختر از جامعة مذکور به‌صورت دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه به‌صورت مساوی (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. هریک از گروه‌های آزمایش هشت جلسه آموزش شفقت یا تئوری انتخاب دریافت کردند؛ درحالی‌که گروه گواه در این مدت مداخله‌ای دریافت نکرد. آزمودنی‌ها با استفاده از پرسشنامة احساس شرم (GASP) و مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSCS) ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک‌متغیره تجزیه ‌و تحلیل شد. نتایج نشان می‌دهد، پس از اجرای آموزش‌های گروهی، بین میانگین گروه‌های آزمایش و گواه در کاهش احساس شرم و سطوح خودانتقادی تفاوت معناداری ایجاد شد و این تفاوت در گروه آموزش شفقت بیشتر از گروه آموزش تئوری انتخاب بود (001/0≥p)؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، با اینکه هر دو نوع آموزش گروهی توانسته‌اند بر کاهش احساس شرم و سطوح خودانتقادی دانش‌آموزان مؤثر باشند، آموزش شفقت مؤثرتر از آموزش تئوری انتخاب بوده است.