عرفان، معنا و سیاست
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.30465/cps.2019.4749چکیده
یکی از مهمترین مؤلفههایی که اصالت سوژه سیاسی و کنش مدنی انسان امروز را متأثر ساخته، مسئله معنا و امنیت هستیشناختی بشر و نیستانگاری حاکم بر جهان مدرن است. برخی متفکران سیاسی که به ارتباط میان معنای زندگی و عمل سیاسی انسان میپردازند، در راستای توجیه این معناداری به دامان تفکر کلاسیک به ویژه هنر و فضیلت خواهی یونانی پناه میبرند. این مقاله ضمن بررسی ناسازواری هنر و فضیلت کلاسیک با هستیشناسی مدرن، به برخی دلالتهای عرفان اسلامی در حکمت عارفانه عطار در این حوزه خواهد پرداخت. حاصل بحث جستار حاضر این است که عرفان فردگرایانه عطار اگرچه در ارتباط با «نظریه سیاسی» ـ دست کم از نگاه برخی از محققان ـ در حالت امتناع به سر میبرد، اما در سطح معناشناختی دربردارنده برخی تضمنات معناجویانه برای حضور اصیل سوژه سیاسی و نفی سیاست ایدئولوژیک و تودهای است.