هویت ملی در ابهام: از ناسیونالیسم تا بنیادگرایی در خاورمیانه
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی (جامعهشناسی سیاسی)، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشیار گروه پژوهشی جامعهشناسی نظری ـ فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cps.2019.4349چکیده
یکی از دلایل پایان استعمار در خاورمیانه نضج گرفتن احساسات ملی گرایانه بود. مصر پیشرو برنامههای ناسیونالیسم در جهان عرب بود. ناسیونالیسم در سوریه و عراق در قالب حزب بعث و توسط رهبرانی نظامی ظهور یافت. ناسیونالیسم نتوانست دستاوردهایی که در غرب ایجاد کرد را در خاورمیانه ایجاد کند. اگر بر عمق و اجتماعی بودن چنین ادعای ناسیونالیستی چشم بپوشیم، باید اذعان کنیم ظهور دولتهای ملی با جغرافیای سیاسی جدید در منطقه از دستاوردهای آن بود. یعنی برجستهترین دستاورد ناسیونالیسم را باید مرزبندیهای سیاسی تحت عنوان کشور دانست. ولی با گذشت زمان ایدئولوژی ناسیونالیسم رو به ضعف نهاد و با شکست اعراب در مقابل اسرائیل در سال 1967 به کلی از بین رفت.ملی گرایی نتوانست هویت ملی را برای کشورهای خاورمیانه رقم بزند و فرایند ملت- دولت سازی و یکپارچگی ملی را تداوم بخشد. به همین دلیل برخی ملتهای عربی از ناسیونالیسم به بنیادگرایی روی آوردند نه برای برساختن ملت - دولت و یا اصلاح ساختارهای سیاسی، بلکه برای کسب هویت جدید و متفاوت از هویت ملی و برای جبران ناکامیهای به ارث رسیده از گذشته. به عبارت دیگر می توان ادعا کرد در رهیافت جدید خاورمیانه هویت ملی هنوز در ابهام است و حتی مرزهای سرزمینی نیز با خطر فروپاشی مواجهه هستند.