تحلیل الگو و سازوکارهای مصالحه سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی (گذار از خصومت به رقابت)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی

2 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی

doi
10.30465/cps.2019.4346
چکیده

   در پی انقلاب اسلامی بر فراز گفتمان­های رقیب موجود، نوعی نظام سیاسی- اجتماعی منحصر به ­فرد در قالب جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. نظام نوپدید در روندی تدریجی، در بستری از روابط هویت­سازانه و غیریت­سازانه شکل گرفته و در سایه هژمونی (خرده­)گفتمان­هایی متعدد به پیش می­رود. یافتن حد متناسبی از همگرایی، سازش و مصالحه میان نیروها و خرده­­گفتمان­های موجود و موثر همواره دغدغه­ای اساسی بوده است؛ چرا که گفتمان­ها عموما خود را در روابط سلبی و ضدیت با گفتمان­های دیگر تعریف کرده و بقا و بسط قدرت خود را در نفی و طرد گفتمان­های رقیب می­دانند. این شکل از منازعات هزینه های سنگینی را به کشور تحمیل نموده و می­تواند آینده نظام سیاسی را با مخاطرات جدی مواجه سازد. این مقاله با یک نگاه آینده­نگرانه و آسیب­شناسانه به ­دنبال پاسخگویی به این پرسش است که: گفتمان‌های سیاسی مسلط در ج.ا.ایران در نتیجه کاربست چه سازوکارها و الگوهایی می­توانند با دگرهای درون و برون گفتمانی به مصالحه برسند و آن را در عرصه سیاسی- اجتماعی بسط بدهند؟ این مقاله با ارائه مدل نظری و با ترکیب نشانه­شناسی و ایده مرزهای دگرسازی در دموکراسی شنتال موفه و ارنستو لاکلا با نظریه مصالحه سیاسی کالین مورفی بر این باور است، سیستم سیاسی- اجتماعی ایران پسا انقلابی باید سطح دگرسازی و ارتباط زنجیره هم­ارزی و منطق تفاوت خود را رقیق­تر کند تا بستر مناسبی برای به رسمیت شناختن گفتمانها توسط یکدیگر و گذر از خصومت به ­سوی رویکرد رقابت آمیز فراهم گردد.