کاوشی در چهار رویکرد معاصر به نظریۀ سیاسی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکدۀ نظریهپردازی سیاسی و روابط بینالملل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cps.2019.4347چکیده
رویکردهای متفاوت به نظریۀ سیاسی، بازتاب دگرگونی های معاصر در نگرش اندیشمندان دربارۀ جایگاه و ابعاد معرفتی و روش شناختیِ فلسفه، علم، و سیاست است. از این رو، همان کشمکش هایی که در سدۀ بیستم، و تا حدودی در دو دهۀ اخیر، پیرامون این مقوله ها جریان داشته است، در نوشته های مربوط به نظریۀ سیاسی نیز دیده می شود. این وضعیت سبب شکل گیری طیفی از رویکردها شد که یک سوی آن، "نظریۀ سیاسی" را اصطلاحی پارادوکسیکال می دانست و امکان وجود آن را نفی می کرد، و سوی دیگر، نظریۀ سیاسی را برای حیات سیاسی الزامی می دید. اما آنچه اکنون اهمیت دارد، و مقالۀ پیشِ رو نیز با همین هدف نگاشته شده، این است که با گذر از استیلای پوزیتیویسم بر دانش سیاسی و بیرون آمدن نسبی از سایۀ واکنش های جدلی، چگونه می شود با بررسی دقیق تر نقاط ضعف و قوت رویکردها، بر امکان پردازش نظریه های سیاسی کارآمدتر برای رویارویی با دشواری های زیست سیاسی در جوامع امروز افزود.