سرمایۀ فرهنگی زنان و ساختار توزیع قدرت در خانواده (مطالعۀ موردی: شهر شیراز)

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه زنجان

doi
10.22059/jwdp.2016.58664
چکیده

پژوهش حاضر براساس این فرض انجام گرفته است که برخورداری هر‌چه بیشتر زنان از سرمایة فرهنگی می‏تواند موقعیت آن‌ها را در خانواده بهبود بخشد و مطالبات آن‌ها را بالا ببرد. جهت بررسی فرض مذکور، داده‏های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه و با انتخاب نمونه‏ای 385 نفری از زنان متأهل ساکن شیراز به‌دست آمد. روش نمونه‌گیری، تصادفی چند‌مرحله‏ای و تصادفی ساده بود و برای تحلیل داده‏ها و آزمون فرضیه‏ها روش‏های آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چند‌متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته‏ها نشان‌دهندة وجود رابطة معنا‏دار بین انواع سرمایة فرهنگی (نهادینه، تجسم‌یافته و عینیت‌یافته) با قدرت زنان در خانواده است؛ بدین معنا که با افزایش انواع سرمایة فرهنگی در زنان، قدرت آن‌ها نیز افزایش می ‏ یابد. همچنین از بین متغیرهای زمینه‏ای تحصیلات مرد، اشتغال زن و بعد خانواده با قدرت زنان ارتباط معناداری را نشان داده است. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می‏دهد که 3 متغیر اشتغال، تعداد اعضای خانواده و سرمایة فرهنگی به ترتیبِ میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشته‏اند وارد معادله شده و در‌مجموع 40‌درصد از واریانس متغیر وابسته را توضیح داده‏اند (40 / 0R2= ).