روابط ساختاری تنظیم هیجانی و استرس دارای علائم گسستگی ذهن: نقش میانجی‌گری افسردگی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، تهران، ایران

2 استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، تهران، ایران

doi
10.22059/japr.2021.306128.643576
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تعیین روابط ساختاری بین تنظیم هیجانی و استرس دارای علائم گسستگی ذهن با میانجی‌گری افسردگیاست. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و از لحاظ جمع‌آوری اطلاعات توصیفی از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش را تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در پاییز 1398 تشکیل می‌دهند که از میان آن‌ها 370 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه‌های مقیاس گسستگی ذهن (DES)، افسردگی بک-ویرایش دوم (BDI-II)، تنظیم شناختی هیجانی (CERQ) و مقیاس استرس ادراک‌شده (MPS) است. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. چگونگی برازش مدل اندازه‌گیری پژوهش به‌وسیلۀ تحلیل‌عاملی تأییدی با استفاده از SPSS و Amos و برآورد بیشینۀ احتمال ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین راهبردهای منفی تنظیم هیجان و علائم گسستگی ذهن مثبت و معنادار است (01/0>p، 171/0=β). ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس و علائم گسستگی ذهن مثبت، و در سطح 01/0>p، 092/0=β معنادار است. همچنین به‌نظر می‌رسد زمانی که فرد به‌دلیل بدتنظیمی هیجانی با استرس و افسردگی مواجه می‌شود، علائم گسستگی ذهن را تنها راه‌حل نجات از این شرایط می‌یابد. براساس یافته‌ها پیشنهاد می‌شود در درمان افراد مبتلا به افسردگی، نه‌تنها بر میزان استرس ادراک‌شده و راهبردهای تنظیم هیجانی این افراد، بلکه بر علائم گسستگی ذهن نیز تمرکز صورت گیرد.